میز اول

تحلیل سیاسی

میز اول

تحلیل سیاسی

مناسبت ها

شبکه نفوذ؛ شیوه مبارزاتى مهم
امام کاظم(ع)

 

(به مناسبت سالروز شهادت امام کاظم(ع)؛ 25 رجب)

10 دقیقه (زمان تخمینی مطالعه این متن)

کلیدواژه: امام کاظم؛ شبکه نفوذ؛ امامت؛ انسان 250 ساله؛ دستگاه طاغوت؛ جاسوس

روی دکمه ادامه مطلب کلیک کنید...

امام کاظم(ع)؛ محصور شدیدترین اختناقها

حکومت بنى عباس (659 -132 ق)، از سفاح تا مستعصم (37 نفر)، با حاکمیت پنج قرن (527 ساله)، سومین دوره طاغوت عصر تأویل است. هرچند اختناق، از اصول و لوازم حاکمیت‌هاى طاغوتى است، و حاکمیت عباسیان نیز از این قاعده مستثنى نیست، و حتى باید گفت حکومت عباسى، از اختناق‌آفرین‌ترین حکومت‌هاى تاریخى است، اما باید خاطرنشان کرد که اختناق طاغوتى بنى‌العباس در عصر امامت امام کاظم علیه السلام در یکى از شدیدترین وضعیت‌هاى خود قرار داشت.

این وضعیت نیز عمدتا به این جهت بود که عباسیان تازه به مسند حاکمیت دست‌یافته بودند و براى تثبیت حاکمیت شیطانى خود و سرکوب مخالفین خود، به سیاست‌هاى اختناق، سرکوب، فشارهاى سیاسى و ایجاد رعب و وحشت در جامعه روى آوردند. به‌دلیل همین شرایط خفقانى شدید بود که امام صادق علیه السلام هنگام شهادت، به پنج نفر وصیت کردند. این تدبیر بدان معنا است که اگر امام به یک نفر وصیت مى‌کردند، جان شریف ولی هفتم در معرض خطر شدید قرار مى‌گرفت.

 

تدبیرى هوشمندانه براى حفظ امام هفتم(ع)

حضرت به پنج نفر ازجمله حاکم مدینه و شخص منصور دوانیقى وصیت کردند و در واقع معادله‌اى پنج مجهولى را در مقابل دستگاه طاغوت قرار دادند. نقل است وقتى منصور عباسى براى محمد بن سلیمان (حاکم مدینه) نوشت: اگر جعفر بن محمد علیهالسلام، فرد مشخصى را به‌عنوان وصى خود قرار داده، او را نزد خویش بخوان و گردنش را بزن! (. .. إِنْ کانَ أَوْصَى إِلَى رَجُلٍ وَاحِدٍ بِعَینِهِ فَقَدِّمْهُ فَاضْرِبْ عُنُقَهُ (الکافى، ج1، ص310)) و او در جواب نوشت: «ایشان پنج نفر را وصى خود قرار داده است که یکى از آن‌ها خود شما، خلیفه عباسى بوده و یکى دیگر هم من هستم! و سه نفر دیگر عبارت‌اند از: همسرش حمیده و دو فرزندش عبدالله و موسى!

البته با بصیرت مى‌شد، جانشین امام صادق علیه السلام را کشف کرد و همان‌طور که بعضى از شیعیان بابصیرت آن‌زمان امام هفتم را شناختند. مثلا وقتى ابوحمزه ثمالى این تدبیر امام صادق علیه السلام را شنید گفت: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لَمْ یضِلَّنَا دَلَّ عَلَى الصَّغِیرِ وَ مَنَّ عَلَى الْکبِیرِ وَ سَتَرَ الْأَمْرَ الْعَظِیمَ.» (الخرائج الراوندى، ج1، ص328) - ستایش خداى را که گمراهمان نکرد، کوچک و بزرگ را آشکار و روشن کرد و امر بزرگ را پنهان داشت-. و وقتى از وى پرسیدند: چگونه امام بعدى را تشخیص دادى؟ پاسخ داد: وصیت امام به منصور براى کوتاه‌کردن شرّ اوست. امام صادق علیه السلام براى حفظ امام بعدى تقیه کرده است. از وصیت امام به دو فرزند بزرگتر و کوچکترش معلوم مى‌شود که فرزند کوچکتر امام است. زیرا پیامبر گرامى اسلام به على علیه السلام فرمود: در صورتى که بزرگترین فرزندت عیبى نداشته باشد امامت از آن اوست. وقتى امام ششم علیه السلام درباره دو نفر، که یکى از آن‌ها بزرگتر از دیگرى است وصیت مى‌کند، معلوم مى‌شود که فرزندش، موسى علیه السلام امام است؛ چون فرزند بزرگش، عبدالله- ملقب به أفطح- در بدن و دین عیبى دارد؛ (افطح یعنى کسى‌که سرش، یا بینى یا پایش از انسان معمولى پهن‌تر است) و هم‌چنین جاهل به احکام شریعت است.

بنابراین شرائط اجتماعى و فضاى سیاسى در آن زمان با حکومت جائرانه منصور دوانقى به‌گونه‌اى بود که امام موسى بن جعفر (علیهالسّلام) نمى‌توانست بدون ملاحظات سیاسى امامت خویش را آشکار کند. بلکه فشار سیاسى مانع از وصیت علنى و آشکار امام صادق (علیهالسّلام) به امامت فرزندش موسى بن جعفر (علیهماالسّلام) شد. همین فضاى سیاسى باعث شد تا عده‌اى در تطبیق امامت به خطا بروند.

 

فصل زندگى امام کاظم(ع) در ساحت نظریه انسان 250 ساله

در مجموع امام در سال 148 به امامت رسیدند و مدت 35 سال عهده‌دار این مسؤولیت الهى بود که با چهار طاغوت که یکى از دیگرى خفقانى‌تر بودند، در میدان مبارزه حادّ سیاسى قرار داشت. منصور (138 تا 158-بیست‌سال)، مهدى (158 تا 169-یازده سال-)،هادى (169 تا 170-یک سال) وهارون (170 تا 193-بیست‌وسه سال-). امامت حضرت در دوران چهارم حیات طیبه انسان 250 ساله- یعنى دوران تلاش سازنده‌ى بلند مدت و مبارزه‌ى دامنه‌دار و پیگیر براى ایجاد انقلاب توحیدى دوم و تشکیل حکومت علوى - قرار داشت.

یادآور مى‌شود، دوره‌هاى چهارگانه حیات انسان 250 ساله عبارت بودند از:

دوران اول امامت، دوران سکوت و همکارى - از رحلت پیامبر(ص) تا حکومت علوى(ع) -.

دوران دوم امامت، دوران اقتدار همراه با مظلومیت- از حکومت علوى(ع) تا صلح امام حسن(ع)-.

دوران سوم امامت، دوران تلاش سازنده‌ى کوتاه مدت - از صلح امام حسن(ع) تا قیام عاشورا-.

دوران چهارم امامت، دوران تلاش سازنده‌ى بلند مدت- از امامت امام سجاد(ع) تا شهادت امام عسکرى(ع) -.

اهمّ فعالیت‌هاى انسان 250 ساله در دوره چهارم نیز سه راهبرد کلان ذیل بود:

اول، فراهم آوردن آمادگى ذهنى مردم براى طرح‌ریزى یک انقلاب مجدد اسلامى. انقلاب اول زمان پیامبر(ص) است که قدرتمندان و طواغیت، مسیر آن‌را عوض کردند، لذا فعالیت ائمه(ع) در دوران چهارم، زمینه‌سازى براى ایجاد انقلاب دوم بود. کار انقلاب دوم این است که مجددا حکومت را اسلامى و جامعه و نظام را به‌معناى درست کلمه، قرآنى نماید.

دوم، بعد از آمادگى نسبى ذهن و فضاى جامعه، تشکیل هسته اولیه جنبش و مقاومت و ایجاد تشکیلات و تحزّب مرتبط و منسجم، دومین فعالیت ائمه(ع) در دوره چهارم امامت است.

سوم، وارد آوردن ضربات پیاپى به دستگاه مسلطِ سیاسى و به‌وجود آوردن حرکات انقلابى و مقاومتى در میان مردم براى تضعیف تدریجى طاغوت و آماده شدن جامعه براى انقلاب دوباره.

 

ایجاد شبکه نفوذ از الزامات مبارزه حادّ سیاسى

اما حرکت انسان 250 ساله- یعنى مبارزه حادّ سیاسى بلند مدت براى استقرار حکومت اسلامى - در دوره امام کاظم علیه السلام، علاوه بر تقیه و شبکه‌سازى، یک ویژگى بارز و شاید تا حدودى منحصر به فرد داشت و آن «راهبرد نفوذ در دستگاه طاغوت» بود. بهره‌مندى از عیون، جواسیس و کسانى‌که اخبار و اسرار دشمن را به‌دست بیاورد و به جبهه خودى اطلاع بدهد، از از ارکان اصلى هر حکومتى است. فقدان وجود سازمان اطلاعاتى، باعث سُست شدن حکومت خواهد بود از این‌رو مى‌بینیم پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در جنگ خندق توسط مأموران نفوذى خود، میان دشمنان تفرقه ایجاد کردند و نعیم بن مسعود از سوى پیامبر مامور اجراى عملیات جاسوسى نظامى شد و به‌خوبى از عهده این کار برآمد. (نک: سیره ابن هشام، ج3، ص؛ فروغ ابدیت، ج2، ص550)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام که بر منطقه غرب آسیا - به تعبیر عربى‌ها «خاورمیانه»- حکومت داشتند امکان نداشت حکومت به این گستردگى، بدون سازمان اطلاعاتى باشد. این‌که در نامه به مالک اشتر آمده است «وَابْعَثِ الْعُیونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ... ثمَّ لا تدَعْ اَنْ یکونَ لَک علَیهمْ عیونٌ منْ اَهلِ الأمَانةِ وَ الْقوْلِ بالْحقِّ عندَ النّاسِ...» (نهجالبلاغه، نامه53) - از افراد درستکار و وفادار جاسوسانى انتخاب کن... و مامورانى امین و حق‌گو میان مردم بگمار- گویاى همین واقعیت است. به همین نسبت امامان علیهم السلام هم ماموران اطلاعاتى داشتند و آنان اخبار جهان اسلام را به آن ذوات مقدس گزارش مى‌دادند.

 

عُمق و گستره شبکه نفوذ در دوران امامت امام کاظم(ع)

اما این سیره هوشمندانه در حیات طیبه حضرت موسى بن جعفر علیه السلام بسیار محرز است تا آن‌جا که از سوى آن‌حضرت «على بن یقطین» وزیر هارون بود. وى از کارگزاران مهدى عباسى و داراى سِمَت دیوان امور بود و در زمان هادى عباسى جایگاه او در دستگاه خلافت عباسى مهم‌تر شد، تا آن‌جا که انگشتر و مُهر خلافت به دست على بن یقطین سپرده شد و از نزدیکان‌هارون گردید. هم‌چنین «عبدالله بن سنان» از سوى آن‌حضرت خزانه‌دار دستگاه عباسیان بود (عبد الله بن سنان... کان خازنا للمنصور و المهدى و الهادى و الرشید، کوفى، ثقة، من أصحابنا، جلیل، لا یطعن علیه فى شى ء... (رجال النجاشى، الرقم558)) یعنى به قدرى پیچیده و مرموز عمل مى‌کرده است که این چهار خلیفه نفهمیدند که این شخص نفوذى امام کاظم علیه السلام است. این جریان نفوذ مستمر بوده است و شخصى مثل «یعقوب بن اسحاق» معروف به «ابن سکیت» از بزرگان اهل لغت و ادب و شخصیت‌هاى بسیار بزرگ و ممتاز که از خواص امام جواد وهادى علیهماالسلام است در دستگاه حکومتى متوکل رفت و آمد داشت تا آن‌جا که دو پسر متوکل، معتز و مؤید را براى تربیت علمى به او سپردند.#

 

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • شنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۹، ۰۳:۲۸ ب.ظ
  • میز اول