به روز رسانی تفکر اسلامی به عنوان نرم افزار حکومت اسلامی
به روز رسانی تفکر اسلامی به عنوان نرم افزار حکومت اسلامی
بخش اول بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار با اعضاى مجلس خبرگان رهبرى (99/12/4)
از طریق عنوانگذارى محتوایى
25 دقیقه (زمان تخمینی مطالعه این متن)
اشاره: بخش اول از سخنان رهبر حکیم انقلاب اسلامى در دیدار با نمایندگان محترم مجلس خبرگان حاوى نکاتى نو، عمیق و راهبردى بود که جاى توجه و مطالعه و تامل بسیار دارد. موضوع «تأثیر تبدیل مفاهیم ارزشى و معرفتى به عمل در زندگى» و «نقش امام در تبدیل و رواج مفاهیم ارزشى» و در زمان حاضر «نیاز حکومت اسلامى به ابزارهاى مناسب از منظومه معرفتى اسلام» و «لزوم به روز کردن تفکر اسلامى بهعنوان نرم افزار حکومت اسلامى»؛ از محورهاى اصلى و مغفول این بیانات است که باید بارها در اطراف آن توجه شود.
این بخش از سخنان بىنظیر امام خامنهاى با سبکى نو توسط فاضل ارجمند جناب حجتالاسلام آقاى زیبایىنژاد، عنوانگذارى و دستهبندى محتوایى شده است که مطالعه آنرا جداً توصیه مىکنیم.
برای ادامه روی دکمه ادامه مطلب کلیک کنید...
بخش اجمالى
عنوان محورى:
نیاز جامعه اسلامى به «ترجمه عملیاتى از منظومه معرفتى اسلام» بهمعناى استنباط «ابزارهاى لازم براى تحقق آرمان هاى اسلامى» (نرم افزار حکومت اسلامى) از کتاب و سنت و ضرورت به روزرسانى آن متناسب با مواجهه نظام با چالشهاى جدید به دور از التقاط و تحجر.
عناوین ساختارى:
1. نیاز فکرى جامعه اسلامى به عملى کردن «منظومه معرفتى و ارزشى اسلام» (ترجمه عملیاتى) و آثار ارزشمند آن براى کشور
2. عملیاتى کردن «آرمانهاى اسلامى» از طریق جستجوى «ابزارهاى لازم براى تحقق آرمان» در متن کتاب و سنت بهعنوان «نرمافزار حکومت اسلامى»
3. جمع بندى: نیازمندى نظام اسلامى به گسترش و تقویت عقبه فکرى (نرم افزار حکومت) و طرح مفاهیم جدید از متن قرآن و سنت، بر اثر مواجهه با مسائل و چالشهاى جدید داخلى و بینالمللى
4. ضرورت احتراز از دو خطر «تحجر» و «التقاط» در امر پیدا کردن مفاهیم جدید» و ورود فضلاى متفکر به این عرصه
بخش تفصیلى
1- نیاز فکرى جامعه اسلامى به عملى کردن «منظومه معرفتى و ارزشى اسلام» (ترجمه عملیاتى) و آثار ارزشمند آن براى کشور
- ذکر نمونههایى از عملى کردن مفاهیم اسلامى و آثار معجزه آساى آن
- ظرفیت مفهوم «مواسات» در ایجاد نهضت کمک مومنانه در مواجهه با کرونا
- عملى کردن مفاهیمى از قبیل «توکل، تکلیف، ایثار، شهادت، جهاد» توسط حضرت امام، علت پیروزى در دفاع مقدس بهعنوان یک جنگ بینالمللى
- استفاده از مفاهیمى مانند «اطاعت از رسولان الهى» (اداره زندگى مردم بهوسیله دین) و «قیام لله» توسط حضرت امام و شاگردان، علت ایجاد حکومت و نظام اسلامى
2- عملیاتى کردن «آرمانهاى اسلامى» از طریق جستجوى «ابزارهاى لازم براى تحقق آرمان» در متن کتاب و سنت بهعنوان «نرم افزار حکومت اسلامى»
- طرح آرمانهاى قرآنى توسط نظام جمهورى اسلامى و خارج شدن آنها از حالت آرزوهاى دور از ذهن
- ضرورت «بیان ابزارهاى لازم براى رسیدن به آرمانهاى اسلامى» در کتاب و سنت
- معرفى ابزارهاى لازم براى تحقق آرمانها» بهعنوان نرم افزار حکومت اسلامى» و ضرورت جستجوى آن از متن کتاب و سنت و عملیاتى کردن آنها
- ضرورت به روز کردن نرم افزار حکومت اسلامى در تناسب با گسترش نظام اسلامى و مواجهه آن با میدانها و چالشهاى جدید وبىسابقه
- ضرورت مطالبه جدى از فضلاى صاحبنظر براى انجام این کار
- تعریف «به روزرسانى منظومه معرفتى اسلام» به «تنبه به حقایق کتاب و سنت بر اثر احتیاج [جدید]» (ردَ «دست کارى در منظومه معرفتى») و نمونههاى آن
- روشن شدن مفهوم «استقامت جمعى و تواصى به صبر» و تنبه به آن، بر اثر مواجهه با خطر فشارهاى شرطى دشمن» ص
- تنبه به «دستپاچه نشدن در مقابل دشمن و انتظار فشارهاى او» (ما زادهم الا ایمانا و تسلیما) بر
- اثر «مواجهه با جبهه مرکب دشمن و محاصره همهجانبه»
- تند خداى متعال نسبت به انبیاء» بر اثر مواجهه با عینى و عملیاتى شدن مفهوم «واکنش بى توجهى،بىعملى و خستگى مومنین»
3- جمعبندى: نیازمندى نظام اسلامى به گسترش و تقویت عقبه فکرى (نرم افزار حکومت) و طرح مفاهیم جدید از متن قرآن و سنت، بر اثر مواجهه با مسائل و چالشهاى جدید داخلى و بینالمللى
4- ضرورت احتراز از دو خطر «تحجر» و «التقاط» در امر پیدا کردن مفاهیم جدید» و ورود فضلاى متفکر به این عرصه
متن بیانات همراه با عنوان گذارى محتوایى
1- نیاز فکرى جامعه اسلامى به عملى کردن «منظومه معرفتى و ارزشى اسلام» (ترجمه عملیاتى) و آثار ارزشمند آن براى کشور
بنده دو مطلب را آماده کردهام که عرض بکنم: یک مطلب در مورد یک نیاز فکرى جامعه است که حالا شرح خواهم داد، متناسب با این جلسه به مناسبت حضور علما و فضلا و [مانند اینها و مخاطب آن هم در واقع حوزههاى علمیه و فضلاى حوزه و دانشگاه و مانند اینها هستند - یک مطلب هم یک مطلب سیاسى بینالمللى است که آنرا هم عرض میکنم.
در مطلب اول، یکى از نیازهایى که مورد ابتلاء همهى جوامع اسلامى و همهى کشورهاى اسلامى است و به آن نیاز دارند و بهخصوص کشور عزیز ما که بحمد الله با نظام اسلامى اداره مىشود به آن نیاز دارد، عبارت است از اینکه ما مفاهیم اسلامى را به مرحلهى عمل و به عرصهى عمل بکشانیم. منظومهى معرفتى و ارزشى اسلام یک مجموعهى مفاهیمى است که آوردن این مفاهیم به میان مردم و آنها را به مرحله و منصّهى عمل درآوردن، یک کار بسیار بزرگ و مهمى است که ما هرجا این کار را نسبت به هر یک از این مفاهیمى که حالا بعد اجمالا عرض خواهم کرد انجام دادیم، براى ملت و کشور و براى آبروى اسلام و جمهورى اسلامى ارزشمند بود؛ و هرجا غفلت کردیم، محروم ماندیم. در واقع عرض بنده این است که عناوین و مفاهیم معرفتى اسلام جنبهى عملیاتى و ترجمهى عملیاتى پیدا کند و عمل به آنها ممکن و رایج بشود که این به خودى خود نمىشود و احتیاج به تلاش دارد. حالا من دو سه مثال در این زمینه عرض مىکنم.
1/1- ذکر نمونههایى از عملى کردن مفاهیم اسلامى و آثار معجزه آساى آن
1/1/1 - ظرفیت مفهوم «مواسات» در ایجاد نهضت کمک مومنانه در مواجهه با کرونا
مثلا فرض بفرمایید در همین قضیهى اخیر کرونا؛ مفهوم «مواسات» یک مفهوم کلیدى است در مجموعه و منظومهى ارزشى و معرفتى اسلام، که این مفهوم با یک قدرى تبیین در جامعه، یک نهضت در همین ایام بهوجود آورد: نهضت کمک مؤمنانه؛ و یک کار بزرگ انجام گرفت؛ یعنى مردم مواسات را از جایگاه یک مفهوم معتبر و مثلا ارزشمند شرعى که همه قبول داشتند، آوردند به مرحلهى عمل، و شما دیدید در سرتاسر کشور چقدر کار انجام گرفت، چقدر ارزش خلق شد با کارهایى که جوانها کردند، مردم کردند، گروهها کردند، دستگاههاى دولتى کردند، دستگاههاى نهادى انقلابى انجام دادند؛ یک حرکتى راه افتاد، یک نهضتى انجام گرفت، گرههایى را باز کرد، کارهایى را راه انداخت. یعنى مفهوم مواسات این کشش را داشت، این ظرفیت را داشت که اینجور تأثیر بگذارد و جامعه را تحت تأثیر قرار بدهد.
1/1/2 - عملى کردن مفاهیمى از قبیل «توکل، تکلیف، ایثار، شهادت، جهاد» توسط حضرت امام، علت پیروزى در دفاع مقدس بهعنوان یک جنگ بینالمللى
یا برویم جلوتر؛ این مفاهیم مهمى که امام (رضوان الله علیه) از آنها استفاده کردند مثل مفهوم توکل، مفهوم تکلیف، مفهوم ایثار اینها همه مفاهیم شرعى است دیگر - تا مفهوم شهادت، مفهوم جهاد؛ اینها مطرح شدند و با حضور امام و با تحرک امام و با تبیین امام و با خواست امام که مؤید به ارادهى الهى بود، وارد عمل زندگى مردم شد؛ نتیجه این شد که ما مثلا در هشت سال، یک جنگ در واقع بینالمللى را توانستیم بر مخالفینمان پیروز بشویم؛ که این حرکت عظیم مردم در میدان جنگ ناشى از این مفاهیم بود؛ این مفاهیم را امام در بین مردم رایج کرد و اینها را از جایگاه مفهومى که همین طور در قرآن و در حدیث و مانند اینها مىخواندیم و مىگفتیم اما در عمل حضور نداشت، آورد در [عرصهى عمل؛ یکى این.
1/1/3 - استفاده از مفاهیمى مانند «اطاعت از رسولان الهى» (اداره زندگى مردم بهوسیله دین) و «قیام لله) توسط حضرت امام و شاگردان، علت ایجاد حکومت و نظام اسلامى
یک مثال دیگرى که از اینها به نظر من مهمتر است، این آیهى شریفهى «ما ارسلنا من رسول إلا لیطاع بإذن الله» است؛ اصلا ارسال رسل براى این است که مورد اطاعت قرار بگیرند؛ این اطاعت، مطلق است یعنى در همهى امور زندگى؛ که معناى مستفاد از آیه این است که زندگى مردم چه زندگى شخصى خصوصى، چه زندگى عمومى - باید بهوسیلهى دین اداره بشود. حالا البته بعضى اینرا ممکن است فقط منحصر کنند به مسائل شخصى، [مثل ]نماز و روزه و مانند اینها؛ اینجور نیست؛ اولا بهدلیل خود اطلاق این آیه، ثانیا بهدلیل آیات دیگر، [مثل] اینکه مىفرماید: و کان من نبى قتل معه رئیون کثیر؛ خب این قتال با ربیون کثیر که کار شخصى نیست؛ کار اجتماعى است، کار عمومى است، کار حکومتى است. پس این آیه یک مستفاد اینجورى دارد؛ امام این معنا را آوردند به میدان عمل؛ از آیهى شریفهى: «إما أحکم بواحدة أن تقوموا لله مثنى و فرادى» استفاده کردند براى این معنا، نه اینکه «ان تقوموا لله مثنى و فرادى» تا بروید نماز بخوانید؛ نه، تا حکومت درست کنید، تا نظام اسلامى درست کنید. امام از این استفاده کرد، یک نهضت راه انداخت در سال 41، بعد در طول زمان، متفکرین، علاقه مندان، ارادتمندان، شاگردان امام و در رأس همه خود امام، این فکر را تغذیه کردند تا منتهى شد بهوجود انقلاب، پدید آمدن انقلاب و پیروزى انقلاب و تشکیل نظام برآمده از انقلاب. یعنى ببینید، مفاهیم قرآنى و اسلامى، مفاهیم معرفتى اسلام، اینجور مىتواند در زندگى تأثیر ببخشد وقتى که وارد میدان عمل شد. خب، این یک نمونه اى است از تأثیر معجزه آساى این ساز و کار و این حرکت، که حالا این حرکت چگونه انجام بگیرد، خودش یک بحث دیگرى است.
2- عملیاتى کردن «آرمانهاى اسلامى» از طریق جستجوى «ابزارهاى لازم براى تحقق آرمان» در متن کتاب و سنت بهعنوان «نرم افزار حکومت اسلامى»
2/1- طرح آرمانهاى قرآنى توسط نظام جمهورى اسلامى و خارج شدن آنها از حالت آرزوهاى دور از ذهن
خب حالا نظام اسلامى تشکیل شد. آنچه ما مىخواهیم عرض بکنیم این است: نظام اسلامى که تشکیل شد، آرمانهایى را مطرح کرد که خود این آرمانها هم مربوط به اسلام بود و از قرآن گرفته شده بود. اینها قبل از تشکیل نظام اسلامى بهصورت یک آرزو گفته مىشد، یا ممکن بود بهصورت آرزوى دست نیافتنى در ذهن کسى بیاید، مثل قیام به قسط مثلا، مثل عدم تحمل ظلم - انظلام - مثل عدم استکبار، عدم ظلم، نبود ظلم، یا حیات طیبه، تعالى اخلاقى انسان، رواج فضایل و از این قبیل آرمانها - اینها آرمانهاى اسلامى است؛ اینها آرمانهایى است که جمهورى اسلامى مطرح کرده [اما ]چیزهایى نبود که در مرحلهى عمل بتواند مورد توجه قرار بگیرد.
2/2- ضرورت «بیان ابزارهاى لازم براى رسیدن به آرمانهاى اسلامى» در کتاب و سنت
خب براى رسیدن به این آرمانها ابزارهایى لازم است. آن ابزارها هم که ما را به آن آرمانها برساند، باز در خود منظومهى معرفتى اسلام بلاشک وجود دارد؛ چون امکان ندارد که مقصد را به ما بگویند و ما را تحریض (1) کنند به رسیدن به آن مقصد اما راه را جلوى پاى ما نگذارند؛ چنین چیزى امکان ندارد. بنابر اینراهش هم در کتاب و سنت هست.
2/3- معرفى ابزارهاى لازم براى تحقق آرمانها» بهعنوان «نرم افزار حکومت اسلامى» و ضرورت جستجوى آن از متن کتاب و سنت و عملیاتى کردن آنها
حالا نظام اسلامى مىخواهد به این آرمانها برسد، [لذا بایستى این وسایل و ابزارهاى رسیدن را که جزو مفاهیم معنوى و منظومهى معرفتى اسلام است، جستجو کند، پیدا کند، اینها را عملیاتى کند و راه بیفتد؛ یعنى در واقع این یک نرم افزار است براى سخت افزار حکومت اسلامى حکومت اسلامى را بهعنوان سخت افزار در نظر بگیرید، اگر نرم افزار مناسب خودش را نداشته باشد، به هیچ کار نمىخورد. نرم افزارش همین است که راههاى رسیدن به آن آرمانها مشخص بشود و حرکت در این جهت ادامه پیدا کند. خب حالا من امروز اینرا مىخواهم عرض بکنم که نظام اسلامى به یک چنین نرم افزارى بنابر این احتیاج دارد.
3/1- ضرورت به روز کردن نرم افزار حکومت اسلامى در تناسب با گسترش نظام اسلامى و مواجهه آن با میدانها و چالشهاى جدید وبىسابقه
هرچه نظام اسلامى گسترش پیدا مىکند و دامنهى فعالیت نظام اسلامى گستردهتر مىشود و افزایش پیدا مىکند و میدانهاى تازه اى در مقابل جمهورى اسلامى باز مىشود و با چالشهاى جدیدى مواجه مىشود چالشهایى که قبلا وجود نداشته؛ چون هرچه مىگذرد، چالشهاى جدید، میدانهاى جدید، کارهاى جدید مطرح مىشود براى نظام اسلامى - به همین تناسب احتیاج دارد که آن نرم افزار را، آن مجموعهى معنوى را نوبه نو تجدید حیات کند و به روز کند.
3/1/1 - ضرورت مطالبه جدى از فضلاى صاحبنظر براى انجام این کار
عرض من این است. این، آنچیزى است که از فضلاى صاحبنظر و متفکر بجد باید مطالبه بشود و این کار باید انجام بگیرد.
3/2- تعریف «به روزرسانى منظومه معرفتى اسلام» به «تنبه به حقایق کتاب و سنت بر اثر احتیاج [جدید ]» (رد «دست کارى در منظومه معرفتى») و نمونههاى آن
اینکه مىگوییم به روز کردن تفکر اسلامى و آنرا یعنى منظومهى معرفتى اسلام را نو کردن و به روز کردن، معنایش بهوهیچوجه دست کارى در آن منظومهى معنوى نیست؛ نه، معنایش این است که یک حقایقى در کتاب و سنت هست که ما تا وقتى احتیاج به آنها پیدا نکنیم، متوجه به آنها نیستیم، متنبه نیستیم؛ وقتى احتیاج پیدا کردیم، تنبه پیدا میکنیم. مثالهاى زیادى هست که من حالا اینجا چند مثال را عرض مىکنم.
3/2/1 - روشن شدن مفهوم «استقامت جمعى و تواصى به صبر» و تنبه به آن، بر اثر مواجهه با خطر فشارهاى شرطى دشمن»
مثلا فرض کنید نظام اسلامى با فشارهاى شرطى دشمن مواجه مىشود؛ مراد ما از فشار شرطى این است که یک فشارى را وارد مىکنند، مثلا تحریم را، بعد مىگویند اینرا بر مىداریم به شرط اینکه فلان کار انجام بگیرد - اینجور نیست که آدم را بکلى مأیوس کنند؛ مىگویند برمیداریم اما شرطش این است که این کار باید انجام بگیرد؛ این خب خیلى چیز خطرناکى است، خیلى چیز مهمى است؛ این شرطها ممکن است که شرطهاى بهشدت گمراهکننده و هلاککننده اى باشد در یک چنین وضعى انسان چه کار باید بکنند؟ اینجا انسان متوجه مىشود که علاج این، «فاستقم کما أمرت ومن تاب معک» است؛ چون این مسأله، مسألهى عمومى است، مسألهى شخصى که نیست. مثلا در قرآن وجوب صبر، وجوب استقامت براى خود شخص آپیغمبر) هست؛ مخاطب «و لربک فاصبر» پیغمبر است و به مردم ربطى ندارد اما این مورد، ارتباط به مردم دارد: فاستقم کما أمرت و من تاب معک؛ همه باید استقامت کنید، همه باید بایستید؛ یعنى یک حرکت جمعى صبر و استقامت را از ما مىخواهد.
پس فهمیدیم که در این قضایا باید اینجورى عمل کرد: «فاستقم کما أمرت» باید عمل کرد؛ یا «وتواصوا بالصبر»؛ تواصى به صبر، یکدیگر را وادار کردن به ایستادگى و مقاومت و تحمل و پایدارى. خب وقتى یک چنین چیزى پیش مى آید، براى ما آن مفهوم «فاستقم کما أمرت و من تاب معک» کاملا روشن مىشود؛ قبل از این، خیلى مفهوم روشنى براى ما ندارد که خب «و من تاب معک» یعنى مردم موظفند که استقامت کنند - یک امر کلى است، اما وقتى یک چنین وضعى پیش مىآید، انسان مىفهمد که یعنى چه. ما امروز با این مسأله مواجهیم؛ مردم ما دچار مشکلاتى هستند که بخشى از آنها ناشى از فشارهاى دشمن است و ما مىخواهیم مردم در مقابل این مشکلات استقامت کنند، بایستند؛ این یک حرکت عظیم و مهمى است که خب بحمدالله در کشور ما دارد انجام مىگیرد.
3/2/2 - تنبه به «دستپاچه نشدن در مقابل دشمن و انتظار فشارهاى او» (ما زادهم الا ایمانا و تسلیما) بر اثر مواجهه با جبهه مرکب دشمن و محاصره همهجانبه»
یا فرض بفرمایید تا مادامى که جبههى مرکب دشمن جبههى شیطان که مرکب از شیاطین مختلف است - در مقابل انسان قرار نگرفته و انسان از همه طرف محاصره نشده، معناى این آیه را درست نمىفهمد که «ولما را المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله، وصدق الله و رسوله و ما زادهم إلا ایمانا و تسلیما»؛ یعنى وقتى که مواجه شدیم با یک چنین پدیده اى که پدیدهى سختى است، دستپاچه نشویم؛ یعنى نه خودت دستپاچه بشو، نه مردم دستپاچه بشوند؛ دستپاچه نشوید؛ هذا ما وعدنا الله و رسوله؛ این چیزى است که قبلا گفته بودند که اگر شما در راه حق حرکت کنید، منتظر باید باشید که «وکذلک جعلنا لکل نبى عدوا شیاطین الإنس والجن یوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا»؛ این چیزها خلاف انتظارتان نباید باشد؛ این گفته شده بود، مىدانستیم. یعنى آن وقت و در آن شرایط این آیه درست خودش را مجسم مىکند، زنده مىکند، در واقع راه زندگى را به ما نشان مىدهد؛ و همین طور موارد دیگرى.
3/3/3 - عینى و عملیاتى شدن مفهوم «واکنش تند خداى متعال نسبت به انبیاء» بر اثر مواجهه با «بى توجهى بىعملى و خستگى مومنین»
مثلا ازجملهى چیزهایى که خیلى ذهن بنده را مشغول مىکند بهعنوان یک مسؤول، خطاب به حضرت یونس (سلام الله علیه) است که ایشان یک حرکتى انجام دادند که ناشى از یأس و خستگى بود یعنى قومشان به ایشان جواب ندادند؛ آن وقت خداى متعال به این پیغمبر که یک عمر هم در بین این جمعیت زحمت کشیده بود و خستگى براى او معنا نداشت مىفرماید: وذا النون إذ ذهب مغاضبا فظن أن لن نقدر علیه، (12) خیال کرد ما به او سخت نخواهیم گرفت؛ نخیر، بر او سخت مىگیریم؛ و سخت هم گرفت و آن مجازات کذائى براى جناب یونس بهوجود آمد. بنده غالبا وقتى که احساسبىعملى مىکنم چه در خودم، چه در دیگران، چه در مسؤولین به یاد این [آیه مىافتم که «فظن أن لن نقدر علیه»؛ خیال مىکنیم که اینبىتوجهى،بىاهتمامى،بىعملى موجب
واکنش تند از طرف حضرت بارى تعالى (جل جلاله) نخواهد شد؛ چرا، خواهد شد؛ یعنى این معنا عملیاتى مىشود براى ما، عینى مىشود و خودش را نشان مىدهد.
3- جمعبندى: نیازمندى نظام اسلامى به گسترش و تقویت عقبه فکرى (نرم افزار حکومت) و طرح مفاهیم جدید از متن قرآن و سنت، بر اثر مواجهه با مسائل و چالشهاى جدید داخلى و بینالمللى
خلاصه هرچه نظام اسلامى گسترش پیدا کند و جلو برود، با مسائل جدید داخلى و بینالمللى مواجه خواهد شد، با چالشهاى جدید مواجه خواهد شد، با وضعیتهاى جدید مواجه خواهد شد و این او را نیازمند مىکند به اینکه عقبهى فکرى تغذیهکنندهى نظام هم گسترش پیدا کند. آن عقبهى فکرى اى که نظام را دارد جلو مىبرد و تغذیه مىکند و از انحرافش جلوگیرى مىکند، باید تقویت بشود، باید مفاهیم جدید مطرح بشود. عرض کردم این مفاهیم جدید از بیرون نمى آید، از داخل خود مفاهیم اسلامى است، از متن قرآن و سنت است که مطرح مىشود.
4- ضرورت احتراز از دو خطر «تحجر» و «التقاط» در امر «پیدا کردن مفاهیم جدید» و ورود فضلاى متفکر به این عرصه
البته این کار پیدا کردن مفاهیم جدید و بحث کردن دربارهى اینها کار همه کس نیست؛ فضلا و متفکرینى بایستى دنبال این کار بروند که با مبانى اسلامى کاملا آشنا باشند، قرآنرا با دقت مطالعه کرده باشند و تلاوت کرده باشند، تدبر کرده باشند و از جمود و تحجر فکرى دور باشند؛ چون از این طرف یک خطر این است که یک آدمبىصلاحیت و نیمه سواد و التقاطى وارد استنباطهاى جدید از آیات الهى بشود، از آن طرف هم این خطر وجود دارد که یک آدم متحجر که هنوز مسألهى دخالت دین در زندگى اجتماعى و سیاست و حکومت براى او حل نشده بخواهد وارد بشود؛ نه، باید انسانهاى متفکر، شخصیتهاى برجسته وارد کار بشوند. این مسأله، مسألهى اولى بود که خواستم عرض بکنم. این بحث ظرفیت زیادى دارد براى بررسى کردن، مطالعه کردن و در پیرامون آن حرف زدن و به نتایجى رسیدن.#
- دوشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ۱۰:۵۸ ق.ظ