به مناسبت سالروز میلاد امام سجاد؛ پنجم شعبان
تطابق وضعیت فرهنگی
جهان معاصر با عصر امامت امام سجاد(ع)
(به مناسبت سالروز میلاد امام سجاد؛ پنجم شعبان)
ↆ برای ادامه متن کلیک کنید.
رهبران الهی؛ پرچمداران تمدن معنویت و نجابت
قرآن کریم در تبیین و معرفی سلسله جلیله انبیاء علیهم السلام و راه و روش الهی آنها میفرماید: «آنها پیامبرانی از نسل آدم، نوح، ابراهیم و یعقوب علیهم السلام ﺑﻮدﻧﺪ ﻛﻪ ﺧﺪا ﺑﻪ آﻧﺎن ﻧﻌﻤﺖ و ﻫﺪاﻳﺖ عنایت فرمود و برای رهبری جوامع و تمدنهای بشری انتخابشان نمود. از ویژگی بارز آنها این بود، ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ آﻳﺎت الهی ﺑﺮ آﻧﺎن ﺧﻮاﻧﺪه ﻣﻰﺷﺪ، ﺳﺠﺪه ﻛﻨﺎن به خاک میافتادند و میگریستند.»(أُولَئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ مِن ذُرِّیَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِن ذُرِّیَّةِ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْرَائِیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا إِذَا تُتْلَی عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَ بُکِیًّا.(مریم: ۵۸))
اینکه بعد از موضوع نعمت، هدایت، اجتباء و تلاوت که از مؤلفههای رهبری و مدیریت جوامع و تمدنها است، از ادب عامی از انبیا که در همه شؤون زندگی خود آن را رعایت میکردهاند(سجده، گریه، تضرع و تذلل)، سخن میآورد، گویای این نکته مهم است که، بدون این ادبورزی، امر عظیم راهبری اجتماعی و تمدنی ناممکن است.
گریه در سجده آن قدر ارزشمند است که خداوند از اهل آن تجلیل کرده است و آن را نشانه رشد، هدایت و برگزیدگی معرفی میفرماید. این سجده و گریه، کنایه است از استیلای صفت عبودیت بر دلهای آنان، بنابراین انبیاء چه در آن موقعی که با خدای خود خلوت میکردهاند و چه آن موقعی که با مردم مواجه میشدهاند در هر دو حال ادب الهی و جنبه بندگی را از دست نمیدادند.
شاهد اینکه مراد از ادب، اعم از ادب نسبت به خدا و ادب نسبت به مردم است، در آیه بعد آمده که میفرماید" فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ" میباشد، زیرا تضییع نماز که همان توجه به خداست، معرف نوع مواجهه بیادبانه با خداست، و پیروی از شهوات معرف نوع مواجهه غیرمؤدبانه با مردم، و چون در این آیات، انبیاء در مقابل این خلف ناصالح قرار گرفتهاند میفهمیم که بر خلاف اینان، انبیا، هم در مراجعه به پروردگارشان، و هم در برخورد با مردم جنبه عبودیت و ادب را از دست نمی دادند.
سردمداران شهوتسالاری؛ مخالفان معنویت و نجابت
اما در ادامه و در آیه 59 سوره مریم، قرآن کریم یادآور میشود که در مقابل جریان معنویت انبیاء علیهم السلام، گروهی وجود داشتند که میتوان آنها را جریان شهوت و ضد معنویت نامید: «فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ...»(مریم: ۵۹)، بنا به تصریح آیه، این گروه از مکتب انبیاء جدا شدند، و بر خلاف روش انبیاء در صدد حاکمیت شهوت و هرزگی در جوامع و تمدنهای بشری برآمدند.
قرآن کریم در آیه دیگری، این جریان را دارای رویکرد شهوتسالاری و هرزهگرایی معرفی میکند: «...وَ یُرِیدُ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِیلُوا مَیْلًا عَظِیمًا»(نساء: 27)- و آﻧﺎن ﻛﻪ از ﺷﻬﻮات پیروی ﻣﻰﻛﻨﻨﺪ ﻣﻰﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷﻤﺎ در رواﺑﻂ جنسی از ﺣﺪود و ﻣﻘﺮّرات ﺣﻖ ﺑﻪ اﻧﺤﺮاف بزرگی دﭼﺎر ﺷﻮﻳﺪ-. یعنی قرآن هشدار میدهد جریانی شیطانی وجود دارد که به دنبال تئوریزه کردن تبعیت شهوات است. این هرزهگرایان بیبندوبار، به چیزی جز غرق شدن جامعه در شهوات، قانع نمیشوند و میخواهند عموم افراد را با خود همراه کنند.
از ابعاد این رویکرد، تجربه تلخ تاریخ اندلس است که امروزه، به شیوه «اندلیسزاسیون» (اندلسی کردن جوامع مسلمان) مشهور شده است و اساسا «سیاست امروز دشمن، سیاست اندلسی کردن ایران است.»(06/12/1381؛ بیانات در دیدار با جوانان و دانشجویان استان سیستان و بلوچستان)
«بلعم باعور»- عالم فاسد بنیاسرائیل- بنیانگذار نظریه اندلیسزاسیون است، چرا که او بعد از افتادن به ورطه انحراف و مخالفت با ولیّ زمانه خویش، به جمع دشمنان جبهه حق پیوست و در برههای از جنگ که بنیاسرائیل به پیروزیهایی رسیده بودند به دشمن بنی اسرائیل چنین مشاوره داد: «أُشِیرُ عَلَیْکَ أَنْ ﺗُﺰَﻳِّﻦَ اﻟﻨَّﺴَﺎءَ وَ ﺗَﺄْﻣُﺮَﻫُﻦَّ أَنْ یَأْتِنَ ﻋَﺴْﮑَﺮَﻫُﻢْ فَیَتَعَرَّضْنَ ﻟِﻠرِّﺟَﺎلِ ﻓَﺈِنَّ اﻟﺰِّﻧَﺎ ﻟَﻢْ ﻳَﻈْﻬَﺮْ ﻓِﯽ ﻗَﻮْمٍ ﻗَﻂﱡ إِلا ﺑَﻌَﺚَ اﻟﻠﻪُ عَلَیْهِمُ اﻟْﻤَﻮْتَ... .»(بحار الانوار/ج13/ص379)- فساد جنسی در هر جامعهای بروز و ظهور یابد، آن جامعه نابود خواهد شد-.
نگاهی به وضعیت اخلاقی عصر امام سجاد(ع)
تقابل معنویت و نجابت در برابر شهوت و خباثت، اختصاص به عصر انبیاء که عصر تنزیل است ندارد و در عصر تأویل- یعنی از عصر ائمه علیهم السلام تاکنون- نیز وجود دارد. از امام سجاد علیه السلام نقل شده هنگام تلاوت آیه ۵۸ سوره مریم، فرمودند: «نَحْنَ عُنِیْنا بِها»- ما مقصود از این آیهایم-.(مجمع البیان، ذیل آیه مورد بحث) و همچنین در احادیث فریقین آمده است: پیامبر صلی الله علیه و آله هنگامی که آیه «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ...» را تلاوت کردند، فرمودند: «یَکُونُ خَلْفٌ مِنْ بَعْدِ سِتِّیْنَ سَنَةً أَضاعُوا الصَّلوةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواِت...»(المیزان، ج۱۴، ص۸۴)-بعد از شصت سال، افرادی به روی کار می آیند که نماز را ضایع می کنند و در شهوات غوطهور می شوند...-. این زمان شصتساله، منطبق بر زمانی می شود که یزید بر اریکه قدرت نشسته است.
برخی از گزارشهای تاریخی تکان دهنده دربارۀ انحطاط اخلاقی شهر مدینه عبارت است از: یزید بن عبدالملک کنیز آوازخوان مشهور مدینه را بیست هزار دینار خرید، مردم مدینه هنگام عزیمت وی به شام، به دنبال او گریه و زاری میکردند.(الأغانی، ابوالفرج اصفهانی، ج8، ص342)؛ بزم های مختلط از زن و مرد در مدینه مرسوم بود. (الشعر و الغنا فی المدینۀ و مکه لعصر بنی امیه، شوقی ضیف، ص50)؛ در زمان امویان ساز و آواز در مکه و مدینه آشکار گردید و مجالس بزم برپا شد و مردم آشکارا به شرابخواری پرداختند.(مروج الذهب، مسعودی، ج3، ص67)؛ در محیط مدینه، نه عالمان، آوازه خوانی را زشت می شمردند و نه عابدان با آن مخالف بودند، به طوری که فریاد آوازهخوانان از سراسر آن شهر به گوش می رسید.(الأغانی، ابوالفرج اصفهانی، دار احیاء التراث العربی، ج8، ص358)؛ روزی دِحمان آوازهخوان نزد عبدالعزیز مخزومی، قاضی مدینه دربارۀ اختلافی که یک نفر اهل مدینه با یک عراقی داشت به نفع شخص مدنی شهادت داد. قاضی او را عادل تشخیص داده و شهادتش را پذیرفت، عراقی به قاضی گفت: این دحمان است. عبدالعزیز گفت: میشناسماش، اگر نمیشناختم از هویتاش سؤال می کردم! عراقی گفت: او اهل غنا و آوازهخوانی است و به کنیزان غنا یاد می دهد! قاضی گفت: خدا ما و شما را بیامرزد! کدام یک از ما اهل غنا نیست! برو حقِ این مرد را بده.(الأغانی، ابوالفرج اصفهانی، ج8، ص358)
وقتی وضع اجتماعی و اخلاقی مدینه که قبلهگاه، مرکز و محل تأسیس حکومت اسلامی میباشد، بدین قرار است، می توان حدس زد که شام، بصره، کوفه و دیگر بلاد سرزمینهای اسلامی در چه حالی بر سر میبردهاند. شهر مدینه پر از زنان آوازهخوان شده بود و آنها نقش فعالی در آموزش غنا به دختران و پسران و گسترش آوازخوانی و اشاعۀ بیبند و باری داشتند؛ جای تأسف است که مدینۀ پیامبر صلی الله علیه و آله در عصر اموی مرکز خوشگذرانی شده بود، در صورتی که امید میرفت مرکز تمدن و فرهنگ دینی و منبع انتظار تفکر اسلامی در جهان باشد. جز اینکه امویان این پدیده را از بین بردند تا بتوانند مرکزیّت دینی و سیاسیاش را نابود کنند.
اصلیترین عوامل انحطاط اخلاقی جامعه در عصر امامت آنحضرت عبارت بود از: نقش پادشاهان اموی، فاجعه حرّه و تجاوز به نوامیس مسلمانان، ترویج هوسرانی برای از بین بردن هیبت اماکن مقدسه، عدم وجود امر به معروف و نهی از منکر، اختلاط زن و مرد، شرافت یافتن اهل غنا، بذل بخششهای نجومی به شعرا و آوازخوانان، ترویج فرقۀ کلامی مرجئه، رواج فرقۀ کلامی جبریّه، ترویج فقر و سیاست گرسنگی دادن به مردم برای به تسلیم واداشتن مردم.
وضعیت کنونی جوامع غربی و غربزده
با دقت به وضعیت اجتماعی و فرهنگی جوامع و تمدنهای غربزده کنونی میبینیم همین وضعیت منحط حکمفرماست و پدیدههای منحطی چون انقلاب جنسی، پورنوکراسی و سلبریتیکراسی از جلوههای نحس فضای امروز دنیای غرب و غربزده است.
پورنوکراسی فرایندی است که در آن، هوای نفس و شهوات انسان بر وی حکومت می کند. با رقم خوردن پورنوکراسی فرد دیگر نسبت به مسائل اطراف خود و اتفاقات سیاسی و اجتماعی بیتفاوت میشود، زیرا ذهن او مملو از محتوای مستهجنی است که به آن اعتیاد پیدا کرده است.
رقم زدن پورنو کراسی همواره مطلوب حکومتهای طاغوتی و استکباری برای غفلتزایی و بستن چشم مردم بوده، زیرا با اشاعه فحشا، انسان روز به روز بیشتر از هویت انسانی و الهی خود فاصله میگیرد. نتیجه این فاصله گرفتن از حقیقت است که بسیاری از قوانین خلاف فطرت انسان، به عنوان هنجار در یک جامعه گسترش پیدا میکند. به همین جهت ایالات متحده آمریکا، -با هویت «شیطان بزرگ» در بیان امام خمینی(ره) و «طاغوت اعظم» در بیان امام خامنهای-، بزرگترین تولیدکننده محتوای مستهجن و هرزهنگاری در جهان است و بیش از 30 میلیون وبسایت مستهجن دارد.
با توجه به این تحلیل کلی، به نظر میرسد نسخه درمان و شفای جامعه کنونی، همان الگوی امام سجاد علیه السلام در راهبَری فرهنگی جامعه است. یعنی علاوه بر جهاد علمی و جهاد فرهنگی، اهتمام ویژه بر بسط اخلاق الهی و فرهنگ مناجات با خدا باید در دستور کار فعالان فرهنگی به ویژه فرماندهان قرارگاههای فرهنگی شهرها قرار گیرد. پرچمداری مناجات شعبانیه، و ترویج خوانش عمومی این مناجات عالیةالمضامین یکی از بهترین راهکارهای مناسب در این زمان است.#
- شنبه, ۷ فروردين ۱۴۰۰، ۰۳:۱۰ ب.ظ