حضرت علی اکبر نمونه یک اسوه و الگوی متعالی
حضرت علی اکبر
نمونه یک اسوه و الگوی متعالی
ↆ برای ادامه متن کلیک کنید.
حضرت علی اکبر(ع) فرزند ارشد و برومند امام حسین(ع) امامزاده والای مقامی که در منابع روایی و حدیثی بیشترین شباهتهای ظاهری و اخلاقی با پیامبر اکرم(ص) برای او ذکر شده است.و قدر و منزلت وی در بیان دوست و دشمن چنان است که می توان از ایشان به عنوان یک اسوه و الگوی خوب برای سبک زندگی اسلامی بهره جست. طوریکه گفته و نوشتهاند، رفتارش یادآور حرکات و رفتار پیامبر خدا(ص) بود و همین سبب میگشت تا در چهره او شخصیت پیامبر(ص) را مشاهده نمایند و با دیدن او یاد حضرت رسول(ص) در ذهنها زنده شود، حضرت علی اکبر(ع) ، نسخهای برابر با اصل نسبت به رسول خدا(ص) و شاخهای از آن شجره طیبه و ریشه پاک بود و وارث همه خوبیهای خاندان عصمت و طهارت به شمار میرفت.به روایت تاریخ روزی معاویه از اطرافیانش پرسید: "چه کسی در این زمان برای خلافت مسلمانان بردیگران برتری دارد و برای حکمرانی بر مردم از دیگران سزاوارتر است؟" اطرافیان متملق به ستایش خلیفه پرداختند و او را لایق این منصب معرفی کردند. ولی معاویه گفت: "نه چنین نیست، اولی الناس بهذا الامرعلی بن الحسین بن علی، جدّه رسول اللّه و فیه شجاعة بنیهاشم و سخاه بنی امیه و رهو ثقیف؛ شایسته ترین افراد برای امر حکومت، علی اکبر فرزند حسین است که جدّش رسول خدا است و شجاعت بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و زیبایی قبیله ثقیف را در خود جمع کرده است."(مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانی، ص۸۰)
تجلیل امام زمان (عج) از علی اکبر (ع) در زیارت ناحیه مقدسه خطاب به علی اکبر(ع) چنان است که آن حضرت ایشان را با عباراتی نظیر بهترین نسل دودمان حضرت ابراهیم خلیل. اولی تر به خدا و رسول دانسته با سلام و درود به روح ایشان بلافاصله بعد از سلام بر سید الشهداء ، توفیق زیارت آن جناب را از درگاه الهی مسئلت می کند.( نک-زیارت ناحیه مقدسه )
برخی از الگو های شخصیتی حضرت علی اکبر (ع)
1- شبیهترین به اخلاق نبوی
قرآن کریم بر اساس آی شریفه ه وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ" (قلم، 4) پیامبر اسلام را به عنوان والاترین و بارزترین مصداق تکامل و تعالی اخلاق، مطرح می کند طوریکه شخصیت والای انسانی و توحیدی ایشان سرشار از سجایا و ویژگی های فردی و اجتماعی انسان کامل است.این ویژگی ها بر اساس دو اصل وراثت و تربیت یکپارچه در وجود حضرت علی اکبر (ع)تجلی یافته است. صورت و سیرت خَلقی و اخـلاقی ایشان به رسول خدا(ص) شباهتی عجیب داشت تربیت شایسته امام حسین(ع) سبب شد که علی اکبر به بهترین صفات کمال آراسته شود. اصالت خانوادگی، تربیت و وراثت، کسب علم و فضایل از عناصر تشکیل دهنده شخصیت هر کس است، که در وجود و زندگی حضرت علی اکبر(ع) فراهم بود. خلق و رفتار و حرکات و ادب و متانتش در حد اعلای برجسته و درخشنده بود. امام حسین (ع) در تربیت حضرت علی اکبر(ع) و آموزش قرآن و معارف اسلامی و اطلاعات سیاسی و اجتماعی تلاش بلیغی به عمل آورد و از وی یک انسان کامل و نمونه ساخت و شگفتی همگان، از جمله دشمنان شان را بر انگیخت. حضرت علی اکبر(ع) با ویژگیهای اخلاقی و رفتاری خود نگاه انبوه جوانان را به سوی خود جلب میکرد. به طوری که نقل شده است هر وقت کـسی مـشتاق دیدار رسول خدا(ص) می شد به چهرۀ مـبارک حـضرت علی اکبر(ع) نگاه می کرد. حتی این شباهت اخلاقی حـضرت علی اکبر(ع) به اخلاق رسول خدا(ص) در میدان جنگ، زمانی که امام حسین(ع) می خواست ایشان را بـه مـیدان بفرستد نمایان شد که فـرمود:
اللَّهُمَّ اشْهَدْ عَلی هَؤُلاءِ الْقَوْمِ، فَقَدْ بَرَزَ إِلَیْهِمْ غُلامٌ اشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِکَ محمد(ص)، کُنَّا إِذَا اشْتَقْنا إِلی نَبِیِّکَ نَظَرْنا إِلی وَجْهِهِ، اللَّهُمَّ امْنَعْهُمْ بَرَکاتِ الْأَرْضِ، وَ فَرِّقْهُمْ تَفْریقاً، وَ مَزِّقْهُمْ تَمْزیقاً، وَ اجْعَلْهُمْ طَرائِقَ قِدَداً، وَ لا تُرْضِ الْوُلاةَ عَنْهُمْ أَبَداً، فَإِنَّهُمْ دَعَوُونا لِیَنْصُرُونا ثُمَّ عَدَوا عَلَیْنا یُقاتِلُونَنا؛ (معالم المدرستین، عسکری- سیدمرتضی،ج3، ص122)
خدایا! بر این گروه ستمگر گواه بـاش کـه اینک جوانی به مبارزه بـا آنـان مـی رود که از نظر صـورت و سـیرت و گفتار، شبیه ترین مردم بـه رسـول تو، حضرت محمد( است. ما هر زمان که مشتاق دیدار پیامبرت می شدیم، به چـهره او مـی نگریستیم. خدایا! برکات زمین را از آنان دریغ دار و اجـتماع آنـان را پراکنده و مـتلاشی سـاز و آنـان را گروه های مختلف و متفاوتی قـرار ده و والیان آن ها را هیچ گاه از آنان راضی مگردان! که اینان ما را دعوت کردند تا به یـاری مـا برخیزند، ولی اینک ستمکارانه به جنگ بـا مـا بـرخاستند.
در روایتی دیگر چنین نقل شده است که حضرت علی اکبر(ع) پس از عبدالله بن مـسلم بـن عـقیل به مبارزه پرداخت و سپس امام حسین(ع) گـریست و فـرمود:
اللَّهُمَّ کُنْ أَنْتَ الشَّهِیدُ عَلَیْهِمْ فَقَدْ بَرَزَ إِلَیْهِمُ ابْنُ رَسُولِکَ وَ أَشْبَهُ النَّاسِ وَجْهاً وَ سَمْتاً بِه؛ (بحارالانوار، مجلسی_محمد باقر-ج44، ص 321)
خداوندا! تو بر این قوم شاهد باش که اکنون پسر پیامبرت و شبیه ترین مـردم به او از جهت چهره و سیما و از جهت روش و منهاج و خوی و اخلاق به پیکار با آنان رفته است.
2- قاطعیت و استقامت بر حق
زندگی حضرت علی اکبر(ع) روایت واقعی قاطعیت، رادمردی و شجاعت است، او چون شیر مردی نترس به قلب دشمن یورش می برد و از انبوه دشمن حتی اندک ترس و واهمهای به خود راه نمیدهد، مهارت و شجاعت حضرت در مواجه با دشمن به گونهای بود که کسی یارای مقابله رو در رو را با وی نداشت؛ کما اینکه در منابع نقل شده است برای به شهادت رساندنش یک حرامی با کمین کردن او را به درجه رفیع شهادت میرساند. وقتى «مُرّة بن مُنقِذ بن نُعمان عبدى»، شجاعت على اکبر(ع) و مهارت و شمشیر زدنش را در جنگ دید، در جایى کمین کرد و از پشت، با نیزه به او یو رش آورد و دیگر دشمنان هم با شمشیرهایشان به او تاختند و او را به شهادت رساندند.( تاریخ الطبری- محمدبن جریرطبری، ج ۶، ص ۶۴) علیاکبر (علیه السلام) جوانی حق مدار بود که هیچگاه گِرد باطل نگشت، و در مقام اهتمام به حقگرایی، تا آنجا پیش رفت که تنها «حقمداری» و «حقگرایی» را عامل رهایی از ترس از مرگ میدانست. به این داستان زیبا در این باره توجه کنیم:
"روایت است که امام حسین (ع) در راه کربلا، در سحرگاهی سوار اسب خود بود که خوابی اندک بر او چیره شد، و چون بیدار گردید، چند مرتبه فرمود: «اِنالله وَ اِنّااِلَیه راجعون و الحمدلله ربّ العالمین» حضرت علیاکبر (علیه السلام) که سوار بر اسب خویش بود، بیدرنگ خود را به پدرش رساند و عرض کرد: ای پدر! فدایت شوم، این استرجاع و حمد برای چه بود؟ امام فرمود: هم اکنون خواب، مرا در ربود و در عالم رؤیا دیدم که کسی ندا داد: «این قوم میروند و سرنوشت مرگ هم به سوی آنان میشتابد.» دانستم که ما به سوی مرگ میرویم. علیاکبر (علیه السلام) پرسید: ای پدر! مگر ما به حق نیستیم؟ امام فرمود: آری پسرم، به خدایی که بازگشت همه خلایق به سوی اوست سوگند، که ما بر حق هستیم. علیاکبر (علیه السلام) عرض کرد: پس، از مرگ هراسی نداریم. امام چون این سخن دلنشین و زیبا را از فرزند جوانش شنید، چنین او را دعا کرد: خداوند، تو را جزای خیر بدهد که چه فرزند نیکویی برای پدر هستی. " (دائره المعارف تشیع ، جمعی از نویسندگان، ج 11 ، ص 419 )
علامه محمد تقی جعفری در این باره میگوید:
حضرت علیاکبر (علیه السلام) چنین گفت: آیا ما بر حق نیستیم؟ گفت اگر بر حق هستیم، میرویم. ای جوانان عزیز! این را میگویند سعادت. و الا با ثروت زیاد،اگر آگاه باشید،هر لحظه خواهید گفت: این ثروت کلان در اختیار من است، درحالیکه چه گرسنههایی امشب از گرسنگی نتوانستند به خواب بروند. همچنین اگر علم زیاد داشته باشید و فقط برای آرایش خودتان باشد، خواهید گفت، چه بسیارند جاهلهایی که ما میتوانستیم یک کلمه از اینها را به آنان تعلیم دهیم. پس محال است کسی که آگاه است، در این دنیا خنده مطلق داشته باشد. چه آن که ثروت کلان دارد و چه آن که علم فراوان دارد، همواره دغدغه و دل مشغولهایی دارد. پس سعادت را باید در جای دیگری جست. علیاکبر (علیه السلام) سعادت را در حقمداری میداند، و چون خود را بر حق میداند، پس هراسی هم از مرگ ندارد. اگر ناگهان به انسان بگویند که آیا اکنون حاضر هستی به جهان دیگر بروی و در پیشگاه خدا حاضر شوی، اگر گفت: «بله»، این شخص سعادتمند است. والا کدام امتیاز دنیا به طور مطلق و بدون نگرانی به انسان دست میدهد؟ اما زیباییها، مثل کارد دولبه است. این مثال از یکی از بزرگان است: «شخص زیبا اگر شخصیت نداشته باشد، هم خود و هم دیگران را زخمی میکند». اگر مسئله ثروت را بگویید، آدم محاسبه کند که اگر اکنون این ثروت کلان که در اختیار اوست، آیا دیگران هم از آن بهرهمندند؟ اگر قدرت در اختیار من است، آیا واقعاً از این قدرت، خوب استفاده میکنم؟ این مسائل مطرح است. و این اوج سعادت یک جوان است که سعادت حقیقی را درست تشخیص میدهد، و آن را تنها در دل حق محوری میجوید، و میوه آن را نیز به طور نقد در همین دنیا میچیند، و آن، هراس نداشتن از مرگ است.( جعفری- محمد تقی ، امام حسین (ع) شهید فرهنگ پیشرو و انسانیت ، صص 398 و 399.)
3- سخاوت و کمک به نیازمندان و فقرا
در بین فرزندان بنی هاشم تنها به حضرت علی اکبر(ع) لقب (نَارِئُ القُرَی) داده اند. و این لقب به کسی گفته می شد که بر بام خانه خود، شعله آتشی را بر می افروخت تا اگر مستمندی یا بیچاره ای و یا مهمانی که پناه ندارد، به سمت شعله های کرامت بیاید و پای سفره اطعام و مهمان نوازی اش بنشیند. و این شخص، به قدری هیزم میهمان نوازی اش را زیاد می کرد که هر فقیر و درمانده ای از دورترین نقطه آن را می دید و نظرش را جلب می کرد.( مجمع البحرین ، یازجی- الناصیف، ج۱، ص۳۵)
این لقب با کرامت نارئ القری به هیچ یک از فرزندان ائمه اطهار(ع) نسبت داده نشده است، مگر به حضرت علی اکبر(ع) که شبیه حضرت رسول اکرم(ص) بود.( فرسان الهیجاء محلاتی- ذبیخ الله، ج۱، ص۴۱۶) آتش افروختن بر روی بام به معنای این است که؛ در آن محل میهمانی است و هر فقیر و مسکین و غریبی در آن، راه دارد. واین نشان از سخاوت زیاد حضرت علی اکبر(ع) دارد.
4- بصیرت
واژه بصیرت برخاسته از سه مولفه علم، عبرت و حجت اسـت که در اصطلاح قرآنی، به مـعنای رؤیـت قلبی و باطنی است ابن منظور «بصیرت» را به معانی عقیده قلبی، معرفت قلبی، زیرکی، هوشمندی، عـلم، آگـاهی، شناخت و مانند آن دانسته است (نک. قـرشی بـنایی- علی اکبر، ذیل ماده بصر). امـا «بصیرت دینی » نـوع خـاصی از آگاهی و شناخت است کـه صـِرف شناخت نظری و فکری نیست؛ بلکه نوعی معرفت قلبی و شهود درونی است که از راه های عـبادت، تـقوا، تفکر و تدبر به دست می آید.
آیت الله مرعشی نجفی(ره)، فرزند ارشد امام حـسین(ع) را الگـوی تمام عیار «بصیرت دینی» برای جـوانان دانـسته است:
... اما بعد بر هر آن که از بصیرت و اندیشه برخوردار است جلالت آن بزرگ و بزرگ زاده، یگانۀ روزگار و خلف صالح خاندانی عظیم الشأن، اُسوه فضل و خرد، اعـجوبۀ دوران و معدن عزت و شرف و آنکه مـادر زمانه دیگر از تولد شهزاده ای به سان او عقیم است، پوشیده نیست؛ سرورمان ابوالحسن علی اکبر را می گویم؛ شهید دشت نینوا و زاده ریحانه رسول خدا(ص) و پاره جگر و آرامش جان او، یعنی امام همام، مولایمان اباعبدالله الحـسین سـالار شهیدان. ... (مقتل، مقرم- عبدالرزاق محمد ، ص7)
نتیجه گیری:
ویژگی های شخصیتی حضرت علی اکبر (ع) چنان گستره و پر شمار است که در این مقال مختصر قابل ارائه نیست؛ آنچه گذشت بررسی چند ویژگی های این وجود مقدس و مبارک بود که ایشان را در زمره اسوه های دینی، تاریخی و حماسی قابل تبعیت و پیروی برای جوانان قرار می دهد. نمونه بارز تاسی به این الگوی متعالی را می توان در حماسه پیروزی انقلاب اسلامی ،دفاع مقدس، نهضت جهانی مقاومت علیه استکبار ، کمک های مومنانه و فعالیت های جهادی ملاحظه کرد. باشد که گفتمان سازی الگو گیری جوانان از این اسوه کارآمد تبدیل به دغدغه مقدسی برای دست اندر کاران فرهنگ دینی ایران اسلامی باشد.#
- شنبه, ۷ فروردين ۱۴۰۰، ۰۳:۱۰ ب.ظ