انواع کفر
یک نفس موعظه
انواع کفر
ↆ برای ادامه متن کلیک کنید.
کفر بر دو قسم است کفر با جهل و کفر با علم. کافر جاهل آنست که نخواسته حق را بفهمد و بشناسد و آن را نشناخته منکر شود و نپذیرد مانند بسیارى از دهریه(ماتریالیستها)که منکر مبدء و معادند و مىگویند از کجا خدائى باشد، سراى آخرتى باشد؟ آدمى مانند سایر حیوانات در این عالم چندى زیست مىکند و به مرگ براى همیشه نیست مىشود و کارهایش را کیفر و پاداشى نیست و قرآن مجید آنها را «پیروان پندار و گمان خوانده است». (سوره نجم، آیه 23)
و نیز مانند کسانى که در محیط کفر بودند و به پیروى از پیشینیان یا کسانى که آنها را دانشمند مىپنداشتند ندانسته منکر حق شدند و در قرآن از قول ایشان مىفرماید:«به درستى که ما یافتیم پدران خود را بر طریقه و همان رویۀ آنها را دنبال مىکنیم» (سوره زخرف، آیه 33)
کـفر با دانش
کفر با علم آنست که حق را مىشناسد لکن چون برخلاف میل و خواهش نفس او است آن را نمىپذیرد، یا چون داراى کبر و حسد است آن را ردّ مىکند و مىکوشد آن را غیر حق نشان دهد و همان هواى نفس یا کبر و حسد وادارش مىکند بهانههایى بتراشد تا زیر بار حق نرود، مانند شخصى که ناصح مهربانى او را اندرز دهد و مىداند که جز خیر و صلاحش را نمىخواهد ولى چون اندرز برخلاف میل اوست با او ستیزه مىکند و اندرزش را نمىپذیرد.
از این قسم است کفر بسیارى از بىدینها؛ با اینکه وجدانشان حق بودن اعتقاد بخدا و روز جزا را مىپذیرد، چگونه وجدانشان نپذیرد که دستگاه بزرگ آفرینش را آفریدگارى است دانا و توانا و بینا و شنوا یا اینکه بشر وجدانش مىپذیرد که به مرگ نیست مىشود؟ و زندگى او به همین چند روز دنیا که بازیچهاى بیش نیست پایان مىپذیرد؟
بلى چون مىبیند که اگر حق را بپذیرد بناچار به حکم دین و ترس از خدا و روز جزا باید دست از بىبندوباریها بردارد و رفتار و گفتار خود را کنترل کند و این برخلاف میل نفس او است که خواهان آزادى و بىبندوبارى است، از اینجاست که زیر بار حق نمىرود و با شبهات واهى و تسویلات شیطانى مىخواهد باطلش را درست جلوه دهد و خود را خوشدل سازد. در قرآن مجید دربارۀ این قسم اشخاص مىفرماید:«آیات خدا را انکار کنند با آنکه در دل به آن یقین دارند از روى ستمگرى و گردنکشى». (سوره نمل، آیه 14) (آیت الله دستغیب، کتاب قلب سلیم، ص 38-36)
- يكشنبه, ۸ فروردين ۱۴۰۰، ۰۹:۲۲ ق.ظ