میز اول

تحلیل سیاسی

میز اول

تحلیل سیاسی

راهبرد دشمن در انتخابات 1400

يكشنبه, ۸ فروردين ۱۴۰۰، ۰۹:۲۰ ق.ظ

راهبرد دشمن
در انتخابات 1400

 

 

 

 

ابعاد اصلی اهمیت انتخابات 1400 برای دشمن

انتخابات 28 خرداد 1400، برای غربی‌ها بسیار مهم است. چراکه دشمن به این تحلیل رسیده که در این انتخابات، اگر جریان انقلابی پیروز گردد، پازل اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران تکمیل خواهد شد. در نگاه تحلیل‌گران، ایران اسلامی دارای اهرم‌های اقتدار فوق‌العاده مهمی دارد که عمده‌ترین آنها عبارت است از سه مؤلفه‌ی فن‌آوری هسته‌ای، قدرت موشکی، عُمق استراتژیک(حضور تعیین‌کننده و مؤثر در منطقه غرب آسیا). آنچه این پازل اقتدار را تکمیل خواهد کرد، «اقتصاد قوی» است.

تنها چالشی که ایران با آن مواجهه است، موضوع تحریم‌ها است که متمرکز بر وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم است. بنا به گفته ریچارد نِفیو- مسئول تیم طراحی تحریم‌ها علیه ایران-، هدف از تحریم، مُختل کردن زندگی مردم ایران و خسته کردن آنها است، و چون اصلی‌ترین و محوری‌ترین عامل قدرت ایران، سرمایه اجتماعی نظام است، غربی‌ها بر موضوع تحریم و شکستن سدّ حمایت و پشتیبانی مردم از نظام با کمک تحریم‌ها اُمید واهی بسته‌اند.(نک: کتاب هنر تحریمها)

فنّ بَدَل تحریم‌ها، نه «رفع»، بلکه «خنثی‌سازی» تحریم‌هاست و راهکار آن، بی‌اثر نمودن تحریم‌ها از رهگذر «اقتصاد قوی» است، که شگرد دست‌یابی به آن نیز، اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است. غربی‌ها نیک می‌دانند آنچه می‌تواند این قطعه و پازل چهارم اقتدار را برای ایران به ارمغان آورد، دولتی انقلابی و به تعبیر رهبر معظم انقلاب، «دولت جوان حزب‌اللهی» است. این دولت انقلابی، برای غربی‌ها فوق‌العاده خطرناک و هراس‌انگیز است، زیرا علاوه بر تقویت و استحکام سه مؤلفه‌ی اول اقتدار، مؤلفه چهارم را هم تأمین خواهد کرد، و آنگاه دیگر هیچ بازدارنده‌ای برای مهار قدرت و اقتدار ایران نخواهند داشت.

علاوه بر این بُعد اهمیت، انتخابات 1400 به زعم غربی‌ها، دارای اهمیتی درازمدت‌تری هم هست و آن اینکه هر جریانی، پیروز انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ باشد، در فرایند تعیین رهبر آینده ایران، نقش اصلی را ایفا خواهد کرد. دشمن در این دیدگاه کاملا مادی و عاری از محاسبات الهی چنین تحلیل می‌کند که سنّ امام خامنه‌ای[ادام ‌الله‌ ظله‌ الشریف‌ علی‌ رئوس‌ المسلمین و یتصل ایام قیادته بأیام الفرج] بالای هشتاد سال است و تقریبا در سال‌های آخر عمر می‌باشد و ما باید برای رهبر آینده ایران برنامه‌ریزی کنیم. بنابراین این انتخابات برای غربی‌ها بسیار اهمیت دارد و به دنبال اثرگذاری در فرایند انتخابات هستند.

ↆ برای ادامه متن کلیک کنید.

راهبُردهای دشمن در انتخابات از بیان رهبر معظم انقلاب

1)  تخریب انتخابات.

2)  عدم برگزاری انتخابات.

3)  کمرنگ شدن انتخابات.

4)  تعویق انتخابات.

5)  عدم حضور مردم پای صندوق‌های رأی.

6)  تضعیف نهادهای انتخابی با هدف تضعیف نمادهای مردم سالاری دینی در جمهوری اسلامی.

7)  تشویق مرتب مسؤولان به ناتوانی از برگزاری انتخابات.

8)  به جان همدیگر انداختنِ جناح‌ها.

9)  برگزاری انتخابات با آشوب، دعوا، تنازع و درگیری.

10) فضاسازی برای القای تقلب و تبعیض و زیر سوال بردن انتخابات.

11) متأثر شدن مردم تحت تاثیر غوغاها و تهمت زنی ها و هوچی گری ها و عدم انتخاب نامزد یا نامزدهای حقیقی.

12) خوشحالی از سر کار آمدن فردی که مطیع و تسلیم آنها باشد.

13) تلخ کردن شیرینی انتخابات به کام مردم.(نک: مجموعهی نُهجلدی کتاب «انتخاب صالحان»؛ انتشارات مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی)

 

کلانْراهبردهای دوگانه دشمن

دشمن دو راهبرد کلان برای اثرگذاری بر انتخابات دارد:

۱) مشارکت حداقلی مردم.

۲) شکست جریان انقلاب(عدم تحقق «دولت جوان حزباللهی»).

 

کلانْراهبرد اول دشمن

نااُمیدسازی توده مستضعف جامعه برای حضور در انتخابات با سوءاستفاده از اوضاع آشفته معیشتی و اقتصادی کشور، ضعف سواد رسانه‌ای و بعضا ضعف حافظه تاریخی مردم، نقشه اصلی دشمن در این راهبرد است. این نقشه، سه فایده برای دشمن دارد:

اولا) پایگاه اصلی رأی جریان انقلاب، همین توده و قشر متوسط به پائین است؛ و نیامدن این طبقه از جامعه، ضریب احتمال رأی‌آوری انقلابی‌ها را کاهش می‌دهد.

ثانیا) با کم شدن درصد مشارکت در انتخابات، خوراک رسانه‌ای و مانور تبلیغاتی دشمن علیه انقلاب و نظام اسلامی هم فراهم می‌شود. این‌که جمهوری اسلامی سرمایه اجتماعی خود را از دست داده و درصد مشارکت انتخاباتی مردم زیر میانگین مشارکت شده است.

ثالثا) با نیامدن مردم پای صندوق‌های رأی، زمینه برای عرض‌اندام اپوزوسیون‌های داخلی نظام و بدنه جریان فتنه (مُرفهین بی‌درد، سلطنت‌طلب‌ها، بهائی‌ها، غرب‌زده‌ها، مرعوب‌ها، سلبریتی‌های منحرف و جوانان فریب‌خورده) نیز فراهم می‌گردد.

یکی از اَسرار اِصرار رهبر حکیم انقلاب بر حضور حداکثری و همگانی مردم در انتخابات همین نکته است. لذا باید مردم عزیزمان را اقناع نماییم که رأی ندادن آن‌ها، نه تنها اوضاع را درست نمی‌کند، بلکه وضعیت بدتری به دنبال خواهد شد.

 

کلانْراهبرد دوم دشمن

اما راهبرد دوم دشمن نیز -که شکست جریان انقلاب و تحقق نیافتن «دولت جوان حزب‌اللهی» است- برای دشمن خیلی مهم و حیاتی است. عمده نقشه دشمن در این راهبرد، تشتت جبهه انقلاب و شکست راهبرد وحدت انقلابی در این جبهه است.

حضرت امام خامنه‌ای از همان ابتدای زعامت الهی خود این نکته مهم را به همه افراد یادآور شدند: «دشمن امیدوار است که از طریق ایجاد دودستگی و اختلاف، در میان ما نفوذ کند. این، کار بسیار ظریف و دقیقی است که روی آن سرمایه‌گذاری می‌کند. این‌طور نیست که ما بگوییم دشمن می‌خواهد تفرقه‌افکنی کند، ما هم مشت‌ها را گره می‌کنیم و شعار می‌دهیم و نمی‌گذاریم دشمن به اهدافش برسد؛ خیر، او روش‌ها و مکانیسم‌های بسیار حساب‌شده و دقیقی را برای این کار دارد؛ لذا ما باید هوشیار باشیم.

آن‌جا که حرفی را از کسی پیش ما می‌آورند، یا شایعه‌یی را علیه کسی و مقامی و مدیری و مسؤولی درست می‌کنند، یا در ذهن کسی شکل وظیفه‌ی شرعی را مجسم می‌کنند و می‌گویند باید این حرف را بزنی یا این موضع را بگیری، در همه‌ی این موارد، اولین چیزی که باید به ذهن بیاید، این است که شاید طرح این موارد را دشمن برنامه‌ریزی کرده است، تا به وسیله‌ی آن اختلاف ایجاد کند.

حفظ وحدت را اصل قرار بدهیم و اگر تکلیف شرعی‌ای هم احساس کردیم، ولی دیدیم عمل به این تکلیف ممکن است مقداری تشنج به وجود آورد و وحدت را از بین ببرد، قطعاً انجام آنچه که تصور می‌کردیم تکلیف شرعی است، حرام است و حفظ وحدت واجب خواهد بود»(12/04/1368).

 

آسیبشناسی مواضع وحدتشکنانه برخی جریانهای وابسته به تفکر انقلابی

به‌طور اجمال می‌توان عوامل دهگانه ذیل را اصلی‌ترین دلائل ایجاد شکاف در جبهه بزرگ انقلاب دانست:

1)  توهمِ داشتن محوریت و مقبولیت حداکثری در جامعه.

2)  توهمِ پیروزی صددرصدی در رقابت انتخابات و غفلت از ترفندهای انتخاباتی جریان‌های غیرانقلابی.

3)  نداشتن فهم صحیح از ضرورت‌ها و اولویت‌ها، عدم تحلیل درست از شرایط داخلی و خارجی کشور و عدم تفکیک مسائل اصلی از فرعی.

4)  عدم درک صحیح از پیامدهای سوء استمرار حاکمیت تفکر غیرانقلابی(غرب‌گرایان و لیبرال‌ها) برای آینده کشور.

5)  شعار‌زدگی و محصور بودن اندیشه‌ها و تحلیل‌ها در فضاهای آرمانی و انتزاعی صِرف و نداشتن نگاه عمیق و ناظر به واقعیت‌های میدان.

6)  نگاه‌های صفروصدی به افراد و جریان‌های داخلی و نقد غیرمُنصفانه و بعضا بداخلاقانه از آن‌ها و بی‌توجهی به اصل "جذب حداکثری و دفع حداقلی" و الگوی تعامل رهبر انقلاب با افراد و جریان‌ها.

7)  ضعف مبانی فکری و معرفتی و اتخاذ تعاریف حداقلی، ضیق، محدود و بعضا التقاطی از ارزش‌های متعالی‌ای چون عدالت، قسط، زهد و ساده‌زیستی و...؛ همچنین ابتلاء به کژاندیشی‌های منطقی و مغالطه‌گری.

8)  نداشتن تلقی صحیح از اصل جوان‌گرایی، بی‌تجربگی و ناآشنایی با اصول و مهارت‌های اداره کشور.

9)  احساس تکلیف‌های غیر واقعی و غیرالهی و رسیدن به مطامع خود به هر قیمت و هزینه‌ای برای نظام و انقلاب.

10) نداشتن روحیه مردمی واقعی و دور بودن از عینیت جامعه.

با این وصف به نظر می‌رسد همه علاقه‌مندان به انقلاب و نظام اسلامی باید بر مدار وحدت‌آفرینی حرکت کنیم و نباید با جریان‌های وحدت‌شکن همراهی ننماییم و بدانیم، منطقی‌ترین راه برای پیروزی جریان‌های انقلابی، "راهبرد نامزد واحد" است تا انشاءالله با این عقلانیت‌ورزی سیاسی، شاهد تحقق و تشکیل دولت جوان حزب‌اللهی باشیم؛ بمنّه و فضله و توفیقاته و تأییداته.#

 

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • يكشنبه, ۸ فروردين ۱۴۰۰، ۰۹:۲۰ ق.ظ
  • میز اول