به مناسبت دهه تکریم و غبارروبی مساجد، دهه آخر ماه شعبان المعظم
غبارروبی ظاهری
و باطنی مساجد
به مناسبت دهه تکریم و غبارروبی مساجد، دهه آخر ماه شعبان المعظم
12 دقیقه (زمان تخمینی مطالعه این متن)
کلیدواژه: غبارروبی مساجد؛ مساجد؛ مهتدون؛ مسجد؛ سجده
دهه تکریم و غبارروبی مساجد؛ دهه آمادهباش «مُهْتَدین»
دهه آخر ماه شعبان و در آستانه و استقبال ماه مبارک رمضان، دهه تکریم و غبارروبی مساجد است. به تصریح قرآن و آیه مشهور «إِنَّمَا یعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ...»(توبه: 18)، توفیق دغدغهمندی نسبت این مناسبت نورانی تنها از گروه «الْمُهْتَدِینَ»-هدایت شدگان و رهیافتگان- میباشد. مهتدون، سه ویژگی مهم دارند: از جهت اعتقادى، باور حقیقی به مبدأ و معاد داشته باشد(آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْأَخِرِ)، از نظر عملى، جامعهپرداز و اهل اشاعه معنویت در جامعه و رسیدگى به نیازمندان(أَقَامَ الصَّلَوةَ وَ آتَى الزَّکَوةَ) و از جهت روحى، شجاع، باصلابت، نفوذناپذیر و ظلمستیز(لَمْ یخْشَ إِلَّا اللَّه).
ↆ برای ادامه متن کلیک کنید.
دهه تکریم و غبارروبی مساجد؛ پگاه تنفس معنوی جامعه
امام صادق علیه السلام فرمودند: «مَن أتی المَساجِدَ مُتَطَهِّرا طَهَّرَهُ اللّهُ مِن ذُنوبِهِ و کُتِبَ مِن زُوّارِ اللهِ.»(أمالی الصدوق، ص584)- هر که با طهارت وارد مساجد شود خداوند او را از گناهانش پاک گرداند و او را در زمره زائران خود محسوب میفرماید.- با توجه به این فرمایش بلند حضرت، دهه تکریم و غبارروبی مساجد، در واقع حرکتی مؤثر در جهت طهارتبخش جامعه و تقرب ویژه آحاد مسلمین به درگاه خداوند متعال است.
تقدس و معنویت مسجد تا بدانجا است که حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله برای نفس کشیدن در مسجد به ابوذر چنین میفرمایند: «اى ابوذر! تا زمانى که در مسجد نشستهاى خداوند متعال به تعداد هر نفسى که مىکشى، یک درجه در بهشت به تو مىدهد و فرشتگان بر تو درود مىفرستند و براى هر نفسى که در مسجد مىکشى ده حسنه برایت نوشته مىشود و ده گناه از تو پاک مىگردد.»(یا أبا ذَرٍّ، إنّ اللّه َ تعالى یعطِیکَ ما دُمتَ جالِسا فی المَسجِدِ بِکُلِّ نَفَسٍ تَنَفَّستَ دَرَجةً فی الجَنَّةِ، و تُصَلِّی علَیکَ الملائکةُ، و تُکتَبُ لَکَ بِکُلِّ نَفَسٍ تَنَفَّستَ فیهِ عَشرُ حَسَناتٍ، و تُمحى عنکَ عَشرُ سَیئاتٍ.(بحار الأنوار، ج77، ص85)) به استناد این فرمایش، دهه تکریم و غبارروبی مساجد را باید پگاه نفس تازه کردن معنوی جامعه بدانیم.
تکریم ظاهری و باطنی مساجد
با نگاه به جایگاه متعالی مسجد در فرهنگ اسلامی، به خوبی فهمیده میشود که تکریم و غبارروبی مساجد، دارای دو ساحت ظاهری و باطنی است. در ساحت ظاهر، هرگونه اقدام برای ارتقاء آراستگی و جذابیتهای بصری که به رونق خانههای خدا و استقبال و حضور حداکثری مردم در مساجد بینجامد، امری مقدس، مبارک و بسیار با فضیلت معرفی شده است. روایات زیادی که درباره مسجد وارد شده است، همه گویای همین حقیقتاند.
اینکه پیامبر اعظم صلی الله علیه و اله فرمودند: «هر کس یک شب چراغى را به درون مسجد ببرد آن را از تاریکى در آورد، خداوند از گناهان هفتاد ساله او در مىگذرد و عبادت یک سال را برایش مىنویسد براى او در نزد خدا شهرى خواهد بود، و اگر بر آن یک شب بیفزاید، به ازاى هر شبِ افزوده شده، پاداش پیامبرى را خواهد داشت. پس اگر ده شب را کامل کند، توصیفکنندگان، توصیف پاداشى را که او در نزد خدا دارد، نمىتوانند کرد، و اگر یک ماه بگذرد، خداوند کالبد او را بر آتش، حرام مى گردانَد.»(مَن أدخَلَ لَیلَةً واحِدَةً سِراجا فِی المَسجِدِ، غَفَرَ اللّهُ لَهُ ذُنوبَ سَبعینَ سَنَةً، وکَتَبَ لَهُ عِبادَةَ سَنَةٍ، و لَهُ عِندَاللّه ِ تَعالى مَدینَةٌ، فَإِن زادَ عَلى لَیلَةٍ واحِدَةٍ فَلَهُ بِکُلِّ لَیلَةٍ یزیدُ ثَوابَ نَبِی، فَإِذا تَمَّ عَشرُ لَیالٍ لا یصِفُ الواصِفونَ ما لَهُ عِندَ اللّهِ مِنَ الثَّوابِ، فَإِذا تَمَّ الشَّهرُ حَرَّمَ اللّهُ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ.(جامع الأخبار، ص180)).
و همچنین فرمودند: «برطرف کردن مانع از سرِ راه و بیرون بردن خاکروبه از مسجد ، مهریه حوریان بهشتى است.»(إماطَةَ الأَذى عَنِ الطَّریقِ، و إخراجَ القُمامَةِ مِنَ المَسجِدِ، فَذلِکَ مَهرُ الحورِ العینِ.(کنز العمّال، ج16، ص229)).
استقرار حاکمیت توحید؛ نتیجه تکریم باطنی مسجد
اما در ساحت باطن، مساجد ابرتشکیلات توحیدیاند: «وَ أَنَّ المَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللّهِ أَحَداً»(جن: 18) زندگی با بینش توحیدی، حرکت به سوی هدف خلقت انسان یعنی نیل به مقام خلافةاللهی و تخلُّق بأخلاق الله است.(نک: بقره: 30) همین بینش توحیدی، موحدین را به کُنش توحیدی رهنمون میسازد و اهل ایمان را ملزم به کسب لیاقت وراثت زمین، استقرار نظام توحیدی و دستگیری و هدایت و سوق دادن همگان به سوی هدف خلقتشان مینماید.(نک: نور: 55)
در موضوع بینش و کنش توحیدی، مسجد، بهترین بستر برای این مسأله یعنی انسانسازی توحیدی و جامعهپردازی توحیدی است؛ چراکه هویت مسجد، به عنوان پایگاه مهم اجتماعی و فرهنگی در جامعه اسلامی، «اَبَرتشکیلات توحیدی» است و این روح تشکیلاتی از مسجد الحرام، مسجد الاقصی، مسجد النبی و مسجد کوفه تا کوچکترین و دورافتادهترین مساجد جاری و ساری است و به عنوان کانونهای مولد گفتمان توحید و ترویج اسلام ناب، در راستای حاکمیت توحید تعریف شدهاند. به این معنا که اصلیترین شأن و رسالت مسجد، استقرار حکومت توحید و حاکمیت موحدان است.
ابعاد قرآنی حکومت توحیدی
در منطق قرآن، حکومت توحیدی:
از لحاظ سیاسی، عبودیتْگرا و طاغوتْستیز(نک: نحل: 36)، از لحاظ اقتصادی، قسطْمحور، عدالتْپایه و سفاهتستیز(نک: حدید: 25؛ نساء: 5) و از لحاظ فرهنگی و اجتماعی، معنویتْگرا، عقلْنهاد، دانشْمبنا، جامعهپرداز، تمدنساز و جوانْباور و مسجد بنیان است.(نک: حج: 41؛ نور: 55)
به همین جهت، چهار شخصیت محوری توحید در عالَم، همه مسجدپرداز هستند؛ این شخصیتها عبارتاند از:
1) حضرت ابراهیم علیه السلام، قهرمان توحید و کسی که «کلمه توحید را کلمه پایندهاى در نسلهاى بعد از خود قرار داد»(وَ جَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِیةً فِی عَقِبِهِ(زخرف: 28)). حضرت ابراهیم علیه السلام، بنیانگذار کانون توحید (یعنی مسجدالحرام و کعبه) است.
2) حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله که تمامکننده آموزههای توحیدی انبیاء است، پالایشدهنده و طهارتبخش کانون توحید از شرک تنزیلی است.
3) حضرت علی علیه السلام که مولود و شهید مسجد است و تکمیلکننده توحید ناب محمدی صلی الله علیه و آله، تنزیهکننده کانون توحید از شرک تأویلی میباشد.
4) حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف، که فرهنگ توحید را جهانی مینماید، کسی که از کانون مسجد ظهور و قیام مینماید.
نکته معرفتی پایانی؛ حکمت نام مسجد
چون در آستانه ماه مبارک رمضان هستیم و پیامبر عظیمالشأن اسلام در فرازی از خطبه استقبال از این ماه عزیز چنین فرمودند: «ای مردم! بار گناه بر پشت شما خیلى سنگینى مىکند، پس با سجدههای طولانی آن را سبک کنید»(ظُهورُکُم ثَقیلَةٌ مِن أوزارِکُم فَخَفِّفوا عَنها بِطولِ سُجودِکُم»(فضائل الأشهر الثلاثة، ص77))؛ خوب است تأملی هم در این نکته داشته باشیم: مسجد از این جهت که محل عبادت است، «معبد» میباشد، از این جهت که محل اقامه صلاة است، «مصلَّی» نام میگیرد، و از این جهت که محل رکوع لله است، میتواند «مرکع» هم اطلاق گردد، ولی اینکه از میان افعال عبادی، سجده انتخاب میگردد و از آن، صیغه اسم مکان ساخته و بر خانههای خدا اطلاق میکنند، جای بسی اندیشه و معرفتاندوزی دارد. این نامگذاری به دلیل عظمتی است سجده در بین اعمال عبادی دارد.
عظمت سجده
سجده، هم همآهنگی و همرنگی با نظام هستی است: «وَ لِلَّهِ یسْجُدُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ»(نحل: 49) و هم عالیترین کنش عبودیتنما و بهترین حالت ربط انسان به خدا(أقرَبَ ما یکونُ العَبدُ إلَى اللّهِ و هُوَ ساجِدٌ(بحارالأنوار، ج85، ص131)) و به همین جهت به فرموده امیرالمؤمنین علیه السلام: «هیچ چیز براى ابلیس سختتر و ناگوارتر از این نیست که فرزند آدم را در حال سجده ببیند»(مَا مِنْ عَمَلٍ أَشَدَّ عَلَی إِبْلِیسَ مِنْ أَنْ یرَی ابْنَ آدَمَ سَاجِداً.(وسائلالشیعة، ج27، ص381)) «هَتَفَ إِبْلِیسُ»(شیطان را به ناله و فریاد میاندازد).
این عبادت گرانقدر از عوامل اصلی نیل حضرت ابراهیم علیه السلام به مقام خلیل اللهی است(اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلا لِکَثْرَةِ سُجُودِهِ.(البرهان، ج2، ص177)) و به بیان امام صادق علیه السلام، سجده زیاد و طولانی، نشانی بهشت است زیرا: «وقتی گروهى خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله آمدند و از ایشان خواهش کردند که بهشت را براىشان ضمانت فرماید. حضرت فرمودند: به شرط آنکه با سجدههاى طولانى مرا یارى دهید»(عَلَى أن تُعِینُونِی بِطُولِ السُّجودِ(امالی الطوسی، ص664)). و بالاتر اینکه این سجده راه و رسم حشر و همنشینی با حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله هم هست: «وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یحْشُرَکَ اللَّهُ مَعِی فَأَطِلِ السُّجُودَ.»(بحار الأنوار، ج85، ص164)
در روایت است: شخصی خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: «یا رسولَ اللّهِ! کَثُرَت ذُنُوبی و ضَعُفَ عَمَلِی.»-گناهم زیاد و عملم اندک است-. طبیب عالمیان به او فرمودند: «أکثِرِ السُّجودَ فإنّه یحُطُّ الذُّنوبَ کما تَحُطُّ الرِّیحُ وَرَقَ الشَّجَرِ.»(أمالی الصدوق، ص589)- تا میتوانی سجده داشته باش، سجده مثل بادی است که برگ درختان را میریزاند، با سجدههای زیاد، گناهان میریزد-.
سجدههای نماز رمز و راز دورانهای حیات بشری است. امیرمؤمنان على علیه السلام راز سجدههاى نماز را اشاراتِ به آیه «مِنْهَا خَلَقْنَاکُمْ وَ فِیهَا نُعِیدُکُمْ وَ مِنْهَا نُخْرِجُکُمْ تَارَةً أُخْرَى»(طه: 55) دانسته و فرمودند: معنى سجدهى اوّل آن است که خدایا! من در آغاز از این خاک بودم، هنگامى که سر از سجده برمىدارى اشاره به آن دارد که تو مرا از خاک آفریدى. سجدهى دوّم این مفهوم را مىرساند که تو مرا به خاک برمىگردانى، و بلند شدن از آن، یعنى تو بار دیگر در قیامت مرا از خاک زنده خواهى کرد.(بحارالانوار، ج85، ص132)
وقتی میخواهیم کوزه یا بطری پُری را خالی کنیم، آن را خَم میکنیم. هر چه خم شود، خالیتر میشود. اگر کاملا رو به زمین گرفته شود، سریعتر خالی میشود. دل آدم هم همینطور است، گاهی وقتها از غم و غصه و حرفها و طعنههای دیگران پُر میشود. قرآن میفرماید: «هر گاه دلت از غم و غصهها پُر شد، خم شو و به خاک بیفت.»این نسخهای است که خداوند برای پیامبرش پیچیده است: «ما قطعا میدانیم و اطلاع داریم، دلت میگیرد، به خاطر حرفهایی که میزنند. سر به سجده بگذار و خدا را تسبیح کن».(وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یضِیقُ صَدْرُکَ بِمَا یقُولُونَ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ کُن مِّنَ السَّاجِدِینَ.(حجر: 97- 98)). در حقیقت سجده تخلیهکننده انسان از خوف و حزن و شرک جلی و خفی و تنزیلی و تأویلی و انفسی و آفاقی است؛ اساساً انسان از شرّ «خود» رها میکند.(با استفاضه از مباحث حضرات آیات جوادی آملی، حائری شیرازی و میرباقری)#
- يكشنبه, ۱۵ فروردين ۱۴۰۰، ۰۵:۲۴ ب.ظ