به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان
غیر از خدا
هرآنچه بخواهى شکست توست
(به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان)
10 دقیقه (زمان تخمینی مطالعه این متن)
کلیدواژه: ماه مبارک رمضان؛ ضیافة الله؛ شأن فطرى؛ ارتباط و یاد خدا؛ سحر؛ احیاى شب؛ شبزندهداری
ↆ برای ادامه متن کلیک کنید.
در ماه رمضان؛ همه ضیوف الرحمن هستیم
ماه مبارک رمضان، به نام خداست: «قَدْ أَقْبَلَ إِلَیکُمْ شَهْرُ اللَّهِ» (عیون اخبار الرضا، ج1، ص295). همانطور که کعبه به نام خداست (بیت الله) و سرزمین مکه، سرزمین ضیافت است، این ماه هم ماه خداست و این زمان هم، زمان ضیافة الله. کسانىکه توفیق حج یا عمره را دارند مهمانان خداى سبحاناند و عنوان «ضیوف الرحمن» دارند. در ماه مبارک رمضان هم که «شهر ضیافة الله» است از روزهدارها مىتوان بهعنوان «ضیوف الرحمن» یاد کرد.
نوع پذیرایى در میهمانى ماه رمضان
از آنجا که ضیافت بدون پذیرایى نیست، سؤال این است، حال که وارد مهمانى الهى مىشویم چه غذایى به ما عطا مى کنند که ما سیر بشویم؟ دو نکته مهم در جواب این سؤال هست، که از نکات کلیدى معرفةالنفس و انسانشناسى است.
نکته اول آنکه انسان سیرىناپذیر آفریده شده است. ما هیچوقت سیر نمىشویم؛ هیچکسى در جهان سیر نخواهد شد. لذا اگر کسى دنبال مال باشد، هرچه فراهم کرد باز وَلَعى در درون اوست؛ هرگز سیر نمىشود؛ یا به هر مقامى که برسد سیر نمىشود و دنبال مقام بالاتر است، و یا وقتى به علمى مىرسد، مىخواهد که داناتر و مطلعتر بشود. انسان همیشه دنبال «تَر» است، شیرینتر، لذیذتر، زیباتر، راحتتر، خوشمزهتر، خوشبوتر، خوشرنگتر، قدرتمندتر و... و تا به «ترین» نرسد، آرام نمىگیرد و سیر نمىشود. انسان فقط با شیرینترین، لذیذترین، زیباترین، قدرتمندترین و... آرام و سیر مىشود. این براى این است که انسان، بىنهایتطلب و خواهان کمال مطلق است و فقط با بىنهایت آرام و سیر مى شود.
به فرمایش امام خمینى(ره): «این بشر یک خاصیتهایى دارد که در هیچ موجودى نیست. مِنْجمله ایناستکه در فطرت بشر؛ طلبِ قدرتِ مطلق است، نه قدرت محدود. طلبِ کمال مطلق است، نه کمال محدود. علم مطلق راخواهد؛ قدرت مطلقه را مىخواهد. و چون قدرت مطلق در غیر حق تعالى تحقق ندارد، بشر به فطرت، حق راخواهد، و خودش نمىفهمد. یکى از ادلهی محکم اثبات کمال مطلق همین عشق بشر به کمال مطلق است... اگر یک نفر فرض کنید حکومت یک شهرى را داشته باشد، در قلبش راضى نیست؛ براى اینکه مى بیند که دلش مىخواهد حکومت یک استان را داشته باشد. وقتى استاندار شد، باز راضى نیست. دلش مىخواهد که تمام یک کشور در دست او باشد. بعد که به دستش آمد، راضى نیست. مىخواهد که کشورهاى دیگر هم تحت سلطه او باشد... حال آنکه اگر تمام زمین را به یکى بدهند، مىرود دنبال آنچه ندارد. قانع نمىشود به آنچه دارد. دنبال آنچیزى است که ندارد، براى اینکه عشق به کمالِ مطلق دارد، عشق به قدرت مطلقه دارد. اگرتمام عالم را، تمام این کهکشانها و تمام این سیارات و ثوابت و هرچه هست در تحت سلطه یک نفر بیاید، باز قانع نمىشود، براى اینکه اینها کمال مطلق نیست. تا نرسد به آنجایى که اتصال به دریاى کمال مطلق پیدا بکند و فانى در آنجا بشود، برایش اطمینان حاصل نمىشود. «ألا بِذِکرِ الله ِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ». نه به ریاست جمهورى و نه به نخست وزیرى و نه به قدرت قدرتهاى بزرگ و نه به دارا بودن همه مُلک و ملکوت. آنى که اطمینان مىآورد و نفس را از آن تزلزل که دارد و خواهش که دارد بیرون مىآورد «ذکر الله» است. نه ذکر الله به اینکه با لفظ، ما لا إله إلاّ الله بگوییم. ذکر اللهى که در قلب واقع مىشود...» (صحیفه امام، ج14، ص206 -205)
انسان فقط با خدا آرام مىشود
نکته دوم اینکه این کمال مطلق و وجود بىنهایت جز خداى متعال نیست. اساسا بىنهایت یکى بیشتر نیست و الا نهایت نیست. بنابراین انسان فقط با خدا سیر مىشود و آرام مىگیرد. یعنى پذیرایىاى که در ضیافةالله از انسانشود، غذا و تغذیه انسانى و حقیقى یعنى ذکر الله (یاد خدا) است. یاد خدا بحث مفصل معرفتى دارد اما بهطور خلاصه ما انسانها، سه نوع غذا داریم، چون سه شأن داریم. انسان داراى شأن مادى، شأن عقلانى و شأن فطرى و نفخةاللهى است و هر شأنى تغذیه متناسب با خودش را مىخواهد.
در شأن مادى، شبیه حیوانات هستیم و لذا جنس تغذیه این شأن متناسب با جنس ماده است، نان و گوشت و سبزیجات و... همین چیزهایى که بقیه حیوانات هم استفاده مىکنند. شأن دوم ما، شأن فرشته خویى و شأن عقلانى است و غذاى آن هم از سنخ خودش یعنى علم و معرفت و حکمت است. اما انسان یک شأن متمایز و متعالى دارد و بهخاطر همین بُعد، فرشتهها به انسان سجده کردند و آن، شأن انسانى، شأن فطرى و شأن نفخةاللهى است. شأن فطرى ما نیز غذا مىخواهد و غذایش از جنس خودش هم هست و آن یاد خداست. انسان فقط با خدا، سیر مىشود و آرام مى گیرد، بدون ارتباط و یاد خدا، بشر نه تنها همیشه احساس کمبود و نقص دارد بلکه اساسا بهرهاى از انسانیت ندارد و گرفتار خودفراموشى است (الَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ (حشر: 19)). امام خمینى رضواناللهعلیه مىفرمود: حتى رئیس جمهور آمریکا هم خدا مىخواهد ولى خودش نمىفهمد.
به تعبیر شهید مطهرى، یاد خدا ضرورىترین و اصلىترین و فورىترین نیاز بشر است، و تا این نیاز تأمین نشود انسان به آرامش حقیقى نمىرسد. ایشان در تحلیل وضعیت تمدن غرب، بزرگترین نقطه ضعف این تمدن را نبود یاد و ارتباط با خدا دانسته و همین عامل را باعث فروپاشى این تمدن معرفى کرده است. بنابراین آنچه در میهمانى خدا بهعنوان پذیرایى به میهمانان عطا مىشود، تغذیه جانها با ذکر الله است.
آگاه باش که عالم هستى ز بهر توست/غیر از خدا هرآنچه بخواهى شکست توست
سحر؛ وقت اصلى ضیافة الله
کسانىکه مأموریتهاى اجتماعى دارند، خلوات ماههاى رجب، شعبان و رمضان را دریابند. اولیاى خدا که پرچمداران حرکتهاى بزرگ بودند خلوتهایى با خداى خود داشتند. در آن خلوتها مىگرفتند و به جامعه میدادند. دلیل اینکه خداوند متعال بهوجود مقدس پیغمبر اسلام(ص) خطاب مىکند: «قُمِ الَّیلَ إِلا قَلِیلاً...»، این است که آن تلاش عظیم روز، آن ماموریتهاى عظیم اجتماعى و ماموریتهاى الهى که حضرت داشتند بیدارى شب را مىطلبد.
کسىکه شب خوبى ندارد، روز خوبى هم ندارد! کسىکه شب را به بطالت بگذراند، روز هم هرکارى کند بطالت است. کسانىکه شبزندهدارند، در روز هم بیدار و زندهاند. زنده بودن در حیات روز، در گرو بیدارى و احیاى شب است. با احیاى در شب، انسان به حیات در روز مىرسد. لذا همه بزرگانى که متصرف بودند، این حالات را داشتند؛ هم قبل از اینکه به زمان مأموریت اصلى خود برسند و هم بعد از مأموریت خود خلوت داشتند؛ ازجمله حضرت امام(ره) که خلوتهاى فراوانى قبل از رسیدن به این مناصب اجتماعى داشتند... ما در این ماه مبارک رمضان هر قدر هم که اشتغال داشته باشیم، به اندازهاى که ماموریتمان بزرگتر است، باید خلوتهاى بهترى داشته باشیم تا بتوانیم ماموریتها را بهتر انجام دهیم. به تعبیر دیگر ما باید با یک دست از بالا بگیریم و با دست دیگر منتشر کنیم. آن دستى که رو به بالا بلند مىشود در خلوات انسان است.
همانطور که ضیافت بدون پذیرایى نیست، بدون میزبان و سفرهدار هم نیست. در ضیافتها، روزى میهمان از دست سفرهدار است که مىرسد و سفرهدار ضیافةالله ماه مبارک رمضان، کسى نیست جز حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا له الفداء و عجل الله فرجه الشریف. (با استفاضه از مباحث حضرات آیات جوادى آملى و میرباقرى)#
- سه شنبه, ۲۴ فروردين ۱۴۰۰، ۰۸:۳۷ ق.ظ