عید فطر؛ عید شباهت و معیت با امام زمان(عج)
عید فطر؛
عید شباهت و معیت با امام زمان(عج)
(از سلسله مقالات سال مُزیّن به دو نیمه شعبان)
10 دقیقه (زمان تخمینی مطالعه این متن)
کلیدواژه: عید فطر؛ دو نیمه شعبان؛ امام زمان
ↆ برای ادامه متن کلیک کنید.
امام زمان(عج)؛ مَنِ عالی ما
«عید» یعنی بازگشت و رجوع، و «فطرت» یعنی اصل خلقت، بنابراین در بیانی ساده عید فطر یعنی گاه بازگشت به اصل خودمان. این اصل، بعد از یک ماه جهاد اکبر بسیار شفاف و زلال شده است و در حقیقت به شبیهترین وضعیت و حالت خود به امام زمان علیه السلام رسیده است. قاعده و اصل این است که ما در عید فطر، شبیه حضرت شده باشیم.
مبنای این قاعده این است امام زمان عجلاللهفرجهالشریف چون انسان کامل است پس «مَنِ عالی» خود ماست و ما به میزان انسانیتمان به محضر حضرت، قرب و ارتباط پیدا میکنیم. این شدت اتصال، شدت حبّ میآورد و شدت حبّ، این اتصال را تشدید مینماید. این همافزایی محبت و اتصال، سرّ مبارکی عید فطر است.
برکت عید فطر همین است که در عید فطر، به هر مرتبه از انسانیت(اصل و فطرت خودمان) نائل شده باشیم، به همان مرتبه به حضرت شبیه شدهایم و حقیقت این شباهت، قرب و معیت با حضرت است. بنابراین به هر اندازه که به وجود مبارک حضرت ارتباط پیدا کرده باشیم، برای ایشان دلتنگتر و بیقرارتر میشویم، یعنی حقیقت عیدی در روز عید فطر، بیقراری بیشتر برای حضرت است. این بیقراری، ما را تا تحقق کامل هدف خلقتمان-نیل به مقام خلافة اللهی- راهبری میکند چون بیقراری اصلیترین علامت و ثمره معیت با ولیالله است که قرار است ما را «یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» نماید.
مراتب معیت با امام زمان(عج)
امام در معیّتش با موجوداتِ هستی، یک «معیت تکوینی» دارد که افاضه حیات تکوینی و کمالات رزق حیات آنها از کانال وجود ایشان است، مظهر این معیت الهی که میفرماید: «وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ»(حدید:4). با انسانهای مؤمن و پاک یک «معیت تشریفیه» دارند که شهود نصرت و امداد و کرامت و عنایت و ولایت است، مظهر این معیت الهی که میفرماید: «لَا تَخَافَا إِنَّنِی مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَ أَرَى»(طه:46) و «وَ الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»(عنکبوت:69). و با انسان های کافر و معاند یک «معیت عِقابی» دارند که عقوبت و عذاب و جزای ظلمتها و دشمنیهای آنها بهنگام دشمنیشان با خدا و مؤمنان است، مظهر این معیت الهی که میفرماید: «وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ یُبَیِّتُونَ مَا لَا یَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَکَانَ اللَّهُ بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطًا»(نساء:108)- و خدا با آنان است هنگامی که شبانگاه به چاره اندیشى مىپردازند و سخنانى مىگویند که خدا بدان خشنود نیست و خدا به آنچه انجام مىدهند همواره احاطه دارد -.
خروج از ظلمت به سمت نور؛ نتیجه معیت تشریفی
در معیت تشریفی، ما ذیل ولایت حضرت دائما از ظلمت به سوی نور حرکت میکنیم. زیرا اساسا کارکرد ولایت راهبری است، حال این ولایت، چه ولایةالله باشد و چه ولایت طاغوت. این حقیقت، نص بیان آیةالکرسی است:«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ...».(بقره:۲۵۷)- خدا سرپرست و یار کسانی است که ایمان آوردهاند و آنان را از تاریکی ها (جهل و شرک و شبهات و همچنین فسق و فجور و شهوات) به سوی نور بیرون میبرد. و کسانی که کافر شدند، سرپرستان آنان طاغوت است و آنان را از نور به سوی تاریکیها بیرون میبرند.
ارتباط اعمال صالح با امام زمان(عج)
با این نگاه همه اعمال صالح ارتباط با امام خواهد داشت. لذا انسان در این نگاه از صبح که بلند میشود سلامی که میخواهد به اطرافش بکند ارتباطش با امام است. تا شب که میخواهد بخوابد ذکری میگوید و وضو میگیرد، ارتباط با امام است و به تدریج منیّتهای انسان را محو میکند. در بعضی روایات آمده است اگر کاری در تثبیت امامت و ولایت باشد اثر و ارزشش هزار برابر است، و در بعضی روایات هزار هزار(میلیون) برابر است. اینکه میگوییم عمل صالح در ارتباط با حضرت قرار میگیرد، یعنی اعمال ما در تحقق، تثبیت و استقرار ولایت الهیه حضرت مؤثر باشد و نقش داشته باشد.
در نوع این ارتباط، غیبت و ظهور نقش چندانی ندارد و اساسا به فرمایش امام سجاد علیه السلام «غیبت در نزد آنها حکم مشاهده را دارد»(مَا صَارَتْ بِهِ الْغَیْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ.(بحار الأنوار، ج52، ص122)) این افراد به تصریح حضرت زین العابدین علیه السلام برترین مردم آخرالزمان هستند. آنقدر این فرمایش زیبا است که حیف است یکبار آن را بازخوانی نکنیم: «إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلُونَ بِإِمَامَتِهِ الْمُنْتَظِرُونَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى ذِکْرُهُ أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَیْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ وَ جَعَلَهُمْ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِینَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالسَّیْفِ أُولَئِکَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِیعَتُنَا صِدْقاً وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِینِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْراً.»- مردم زمان غیبت که معتقد به امامت وى می باشند و منتظر ظهور او هستند، از مردم تمام زمانها بهترند، زیرا خداوند عقل و فهمى به آنها داده که غیبت در نزد آنها حکم مشاهده را دارد! خداوند آنها را در آن زمان مثل کسانى می داند که با شمشیر در پیش روى پیغمبر -علیه دشمنان دین- پیکار کردهاند، آنها مخلصان حقیقى و شیعیان راستگوى ما هستند که مردم را به طور آشکار و نهان بدین خدا می خوانند-.
بنابراین سنت یوسفی امام زمان یعنی «فرج انفسی» برای همه کسانی که در هر دورهای هستند امکانپذیر است و هر عملی، انسان صالح دارد انجام میدهد میبیند که در ارتباط با امام است، و این عمل به قدر خلوصش عملِ امام است و موجب قرب به امام.
سنت یوسفی امام زمان(عج) و فرج انفسی
امام زمان عجل الله فرجه الشریف همه سنن انبیاء در وجود مبارکشان جمع است و همه سنن انبیاء به دست ایشان به کار گرفته میشود. از جمله سنتهایی که پیش حضرت است سنت یوسفی است. سنت یوسفی این است که وقتی حضرت یوسف علیه السلام بعد از اینکه مدتها برادران با او ارتباط داشتند، میرفتند و میآمدند ولی بهعنوان عزیز مصر میشناسد اما با اراده حضرت یوسف، یک دفعه معرفت پیدا کردند و گفتند: «أَ إِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ؟»(یوسف: 90) یعنی یوسف را به حقیقت وجودش شناختند و یافتند که این یوسف است. در روایت است وقتی حضرت ظهور میکنند هم فرد صالح و هم فرد طالح (بدکار) ایشان را میشناسد: «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ لَمْ یَقُمْ بَیْنَ یَدَیْهِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ الرَّحْمَنِ إِلَّا عَرَفَهُ صَالِحٌ هُوَ أَمْ طَالِحٌ... .»(کمال الدین، ج2، ص۶۷۱) همه افراد چه صالح و چه طالح میبینند که ایشان را میشناختند از قبل. این شناخت برای همه از قبل امکان پذیر بوده است اما نمیدانستند ایشان، همان ایشاناند. اما کسانی هستند که در همین زمان غیبت، «أَإِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ؟» گفتهاند و قبل از ظهور حضرت که عصر فرج آفاقی است، برایشان فرج انفسی اتفاق افتاده است. حقیقت عید فطر برای اهل فرج انفسی است.
أَیْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذى إِلَیْهِ یَتَوَجَّهُ الْأَوْلِیاءُ
اینکه «مستحب است دعای ندبه را در چهار عید یعنی «فطر» و «قربان» و «غدیر» و «روز جمعه» بخوانند» بههمیندلیل است که در سایهسار این ارتباط اعمال، این فرج انفسی، این معیت تشریفی و این شباهت، امام زمان علیه السلام برای ما، وجه اللهی است که در آینه ایمانی ما، روی زیبای الهیاش را نظاره میفرمایند. این نکته هم از جناب فیض کاشانی خیلی لطیف است که امام زمان عاشق ماست. باور کنیم. چون ما داریم خودش را نشان میدهیم. به قدر ایمانی که داریم خودش را نشان میدهیم. امام تجلّی تام مؤمن محض است، و «الْمُؤْمِنُ مِرْآةُ الْمُؤْمِنِ»(تحف العقول، ص173).
امام صادق علیهالسلام فرمودند: وقتی دو مؤمن با یکدیگر ملاقات و مصافحه مىکنند، هر کدام محبّت بیشترى نشان دهد، ایمانش از دیگرى برتر خواهد بود»(مَا اِلْتَقَى مُؤْمِنَانِ قَطُّ فَتَصَافَحَا إِلاَّ کَانَ أَفْضَلُهُمَا إِیمَاناً أَشَدَّهُمَا حُبّاً لِصَاحِبِهِ... .(المؤمن، ج1، ص31) حال، ایمان امام زمان علیه السلام چقدر از ما افضل است؟ به همان نسبت شوقش و علاقهاش به ما بیشتر از شوق و علاقه ما به ایشان است.
شدت اتصال ما به حضرت، بهمثابه اتصال آفتاب و خورشید است. در روایت است که شدیدتر از اتصال شعاع خورشید به خورشید: «اَلْمُؤْمِنُ أَخُو اَلْمُؤْمِنِ کَالْجَسَدِ اَلْوَاحِدِ إِنِ اِشْتَکَى شَیْئاً مِنْهُ وَجَدَ أَلَمَ ذَلِکَ فِی سَائِرِ جَسَدِهِ وَ أَرْوَاحُهُمَا مِنْ رُوحٍ وَاحِدَةٍ وَ إِنَّ رُوحَ اَلْمُؤْمِنِ لَأَشَدُّ اِتِّصَالاً بِرُوحِ اَللَّهِ مِنِ اِتِّصَالِ شُعَاعِ اَلشَّمْسِ بِهَا.»(الکافی، ج2، ص166) در پیوندهای خونی، شباهت بسیار زیادی میان افراد یک خانواده هست و میتوانند تشخیص بدهند که چه کسی با چه کسی ارتباط خونی و وراثت ژنتیکی دارد. در نظام روح این نسبت و پیوند به نحو اعلی و اشد موجود است. کسی که در آن نظام آشنا شده و نگاه میکند، کاملاً و به اشد وجه تناسبها و تشابهها را میبیند. لذا نظام روحی اشد اتصال و اشد شباهت است. لذا مومنین با هم در دوران برزخ، در وادی السلام هر روحی که از مومنین از دنیا میرود متصل میشود به یک شجره واحده. یعنی همه با هم شباهت دارند. چنانچه کفار و اشیاء در برهوت در یک شجره با هم جمع میشوند. مومنین شئون امامند، استقلالی ندارند. این کمال است. وجود نامتناهی در برش بگیرد، آنجا محو باشد، کمال آن است. آنجا متمایز باشد کمال نیست. آنجا محو باشد کمال است. ان شاء الله خداوند سبحان این سنت یوسفی در شناخت امام زمان ارواحنا فداه را به ما بچشاند و غیبت از ما برداشته بشود.(با استفاضه از بیانات حجةالسلام و المسلمین محمدرضا عابدینی)#
- يكشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۱۱:۲۶ ق.ظ