میز اول

تحلیل سیاسی

میز اول

تحلیل سیاسی

دوقطبی‌سازی؛ اهداف و پیامدهای آن (1) و (2)

شنبه, ۲۸ فروردين ۱۴۰۰، ۰۲:۵۴ ب.ظ

دوقطبیسازی؛
اهداف و پیامدهای آن (1) و (2)

 

30 دقیقه (زمان تخمینی مطالعه این متن)

 

 

اشاره: ذات انتخابات مبتنی بر رقابت سیاسی شکل میگیرد. انتخابات نوعی بازاریابی سیاسی و میدان ارائه آراء و نظرات مختلف به افکار عمومی است. در این بازار سیاسی، آن کالایی که برای مشتریان جذابتر باشد، با اقبال عمومی بیشتری مواجه خواهد شد. به همین جهت جریانهایی که وارد رقابتهای انتخاباتی(بازاریابی سیاسی) میشوند، برای پیروزی در انتخابات، شگردهای مختلف تبلیغاتی و عملیات روانی بهره میگیرند که یکی از این شگردهای پرکاربرد در انتخابات، "دوقطبیسازی" است.

در توضیح معنای دوقطبی‌سازی باید خاطرنشان کرد که رقابت‌های انتخاباتی در یک نگاه کلی از دو الگوی اثباتی و نفی‌ای پیروی می‌کند. در الگوی اثباتی، نامزد انتخاباتی تلاش دارد با ارائه برنامه‌های خود برای اداره کشور و آرای مردم را به سوی خود جلب کند، اما در الگوی نفی‌ای به جای ارائه برنامه، تلاش می‌کند تا با نقد و نفی و تخریب رقیب، از ریخته شدن آراء در سبد رأی رقیب جلوگیری کند. الگوی نفی‌ای معمولاً توسط جریان‌های سیاسی‌ای مورد استفاده گسترده قرار می‌گیرد که برنامه مشخصی برای اداره کشور ندارند یا امید ندارند که برنامه آنها با استقبال عمومی مواجه شود. این جریان‌ها در بازاریابی سیاسی(رقابت‌های انتخاباتی) موفقیت خود را در گرو اولویت دادن به الگوی نفی‌ای می‌بینند و بخش عمده تبلیغات خود را بر این اساس این عملیات روانی شکل می‌دهند. یکی از مهم‌ترین شگردها و تاکتیک‌ها پُرکاربرد در الگوی نفی‌ای، «دوقطبی‌سازی» است. در دوقطبی‌سازی، موفقیت یک جریان یا نامزد انتخاباتی عمدتا در گرو رقیب هراسی قرار می‌گیرد.

       کلیدواژه: دوقطبیسازی؛ گفتمان انقلاب؛ مواجهه با چالشها؛ دوگانهی سازش و مقاومت؛ اسلام حداقلی؛ اسلام حداکثری؛ قدرت آمریکا

 برای ادامه متن کلیک کنید.

دوقطبی؛ منفی یا مثبت؟

دوقطبی‌سازی می‌تواند رقابت‌های انتخاباتی را جذاب کرده و فضا را برای مشارکت حداکثری فراهم آورد و خیل بیشتری از مردم را پای صندوق‌های رأی بیاورد. از این رو نباید همیشه به دوقطبی‌سازی نگاه منفی داشت. آنچه در پدیده دوقطبی‌سازی مذموم است آن است که این شگرد، بر تمام فرآیند انتخابات سیطره پیدا کند و فرایند انتخابات را که به طور طبیعی باید روند عقلایی داشته باشد، به فرآیندی با محوریت احساسات، هیجانات و تعصبات غیرعقلایی مبدل گرداند و فرصت انتخابات را به چالش و تهدیدی برای نظام تبدیل نماید.

در برابر این گونه سناریوهای ناپاک انتخاباتی باید هوشیار بود و اجازه نداد آن‌هایی که در ارائه برنامه مشخص برای اداره کشور ناتوانند، بتوانند با مهندسی فضای انتخاباتی، رأی مردم را در فرآیند دو قطبی‌های کاذب به سمت منافع حزبی و جناحی خود هدایت کنند. دوقطبی‌سازی فضای سیاسی کشور، هرچند ممکن است برای احزاب و گروه‌های سیاسی، دستاوردهایی داشته باشد اما تبعات آن برای نظام سیاسی و جامعه نامطلوب خواهد بود.

 

دوقطبیهای صادق و ارزشی

دوقطبی‌هایی ارزشمند و فایده‌مند هستند که مبتنی بر واقعیت‌های سیاسی فرهنگی و متناسب با ضرورت‌ها و اولویت‌های جامعه و برآمده از نیازهای واقعی جامعه شکل گرفته باشد. همانطور که رویداد انقلاب اسلامی، تقابل دوگانه‌ی اسلام و استکبار را رقم زد و رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم به صراحت آن را تبیین کردند: «انقلاب ملّت ایران، جهان دوقطبی آن روز را، به جهان سه‌قطبی تبدیل کرد و سپس با سقوط و حذف شوروی و اقمارش و پدید آمدن قطب‌های جدید قدرت، تقابل دوگانه‌ی جدید «اسلام و استکبار» پدیده‌ی برجسته‌ی جهان معاصر و کانون توجّه جهانیان شد. از سویی نگاه امیدوارانه‌ی ملّت‌های زیر ستم و جریان‌های آزادی‌خواه جهان و برخی دولت‌های مایل به استقلال، و از سویی نگاه کینه‌ورزانه و بدخواهانه‌ی رژیم‌های زورگو و قلدرهای باج‌طلب عالم، بدان دوخته شد.»

در مجموع دو قطبی حقیقی و غیرحقیقی وجود دارد که در اندیشه‌های امامین انقلاب، دوقطبی حق و باطل، خودی و غیرخودی، انقلابی و غیرانقلابی، استضعاف و استکبار، اسلام ناب‌محمدی(صلی الله علیه و آله) و اسلام آمریکایی، پابرهنه‌ها و مُرفهین بی‌درد، خیر و شر، ایمان و رذالت و... به چشم می‌خورد.

دوگانه‌هایی که اصالت ندارند و جعلی هستند به طور مصنوعی و با هدف اغوای افکار عمومی ساخته شده دوگانه‌های باطلی است که باور آن توسط افکار عمومی می‌تواند انحرافات اجتماعی و از آن جمله تغییر نامطلوب در فرایند انتخابات را رقم بزند.

 

سابقه دوقطبیسازی

با اینکه اصطلاح دو قطبی جامعه در چند سال اخیر پرتکرار بوده اما سابقه آن را در ادوار مختلف تاریخ می‌توان جستجو جست‌وجو کرد. مثل ایجاد دوقطبی‌ مهاجر و انصار، توسط «عبدالله بن اُبَی» در یکی از غزوات که پیامبر صلی الله علیه و آله از سخنان ابن اُبَی، آنقدر ناراحت شدند که لشکر را در موقعی که باید استراحت می‌کردند، حرکت دادند. وقتی علّت این اقدام را از ایشان پرسیدند، فرمودند که مگر ندیدید که اُبَی گفته وقتی به مدینه برگردیم، می‌خواهیم مهاجرین را اخراج کنیم. دوقطبی مهاجر انصار در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) ادامه داشت و مسئله خلافت هم تحت تأثیر آن قرار گرفت، روزی که طرح بیعت "مِنّا أمِیرٌ و مِنکُم أمِیرٌ" شد. در فاجعه کربلا نیز، یزید به دوقطبی بنی‌هاشم و بنی‌امیه اشاره کرد و گفت اصلاً‌ دعوای نبوّت مطرح نبوده، بلکه دعوای بنی‌هاشم و بنی‌امیه بوده و یک زمان بنی‌هاشم پیروز شده و حالا بنی‌امیه.

همان طور که گفته شد دو قطبی پدیده نوظهوری نیست اما شاید حافظه تاریخی جامعه ما اکنون بیش از همه دوقطبی‌های از ابتدای دهه 90 به‌ویژه بعد از انتخاب رئیس دولت یازدهم را به خاطر داشته باشند. مثلا در این مقطع بعد از مذاکرات با اروپا و آمریکا با موضوع پرونده هسته‌ای و طرح "برنامه جامع اقدام مشترک" (برجام) به عنوان مهم‌ترین راه خروج کشور از بحران‌ها، دو قطبی موافقان و مخالفان برجام پدید آمد.

همچنین از همان دوره، دوقطبی تقابل و تعامل با دنیا مطرح شد، و به تبع آن، دو قطبی عیان‌تر رابطه با غرب و مخالفان آن مطرح شد. حتی در مقطعی دوگانه عصر موشک و عصر گفتمان در برابر هم قرار گرفتند. در جریان انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم نیز با طرح دوقطبی حقوقدان و سرهنگ، دولت‌بی‌تفنگ و باتفنگ، معرفی جناح رقیب به نماد افراطی، دو قطبی اعتدال و افراط ظهور کرد. همه این موارد فضای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه را در آستانه دو قطبی شدن قرار داده بود.

 

دوقطبی درونزا و برونزا

دو قطبی می‌تواند درون‌زا یا برون‌زا باشد؛ بدین ترتیب که یا درون جامعه توسط گروه‌های مختلف فکری ایجاد می‌شود یا دو قطبی از سوی نیروهای خارجی به جامعه تزریق می‌شود و مدیریت آن با بی‌بی‌سی‌چی‌ها باشد. پس واضح است که عوامل داخلی و خارجی در بروز دو قطبی مؤثر است. در نتیجه کسانی که دغدغه حفظ کیان کشور را دارند، باید از ترویج و دامن زدن به دوقطبی اجتناب کنند.

 

سوژههای دوقطبیسازی

امروز نیز جریانی در کشور با دوقطبی‌سازی و فشار بر اذهان عمومی سعی دارند مردم را به سمت منافع حزبی و منافع آمریکا سوق دهند. مثلا با دوقطبی‌سازی گرانی یا استکبارستیزی، تنگی معیشت یا حفظ موشک‌ها و توان نظامی، فشار اقتصادی یا حضور ایران در منطقه، و صلح با آمریکا یا پذیرفتن جنگ، قصد دارند مردم را وادار به همراهی آنان در مذاکره مجدد و تسلیم در برابر آمریکا و اروپا کنند. در جریان شیوع کرونا، علم را مقابل دینی قرار دادند، که آن همه تأکید بر بهداشت فردی و اجتماعی دارد.

در جامعه سیاست‌زده ما، برای دوقطبی‌سازی سوژه‌های متعددی را می‌توان برشمرد. دوقطبی‌هایی که غیر مرتبط با واقعیات زندگی مردم هستند. برخی از این سوژه‌ها عبارت است از: تعامل با جهان یا تقابل و انزواگرایی، سنت یا مدرنیته، عدالت یا توسعه، آرمان‌گرایی یا واقع‌گرایی، تنش‌زُادیی یا تنش‌زایی، درون‌گرایی یا برون‌گرایی، کنسرت یا ضدکنسرت، مذاکره یا مخالف مذاکره، عقل جمعی یا عقل فردی، آزادی یا مخالف آزادی، رابطه با آمریکا یا مخالف آن، برجام و مخالف برجام، موافقان ورود زنان به ورزشگاه و مخالف آن، اینترنت آزاد یا وضعیت کره‌شمالی، موافقان پیوستن به تجارت جهانی و مخالف آن، و... .

 

اهداف دوقطبیسازیهای کاذب

جریان‌های غیرانقلابی که عمدتا میدان‌دار دوقطبی‌سازی‌های غیرواقعی و کاذب هستند، اهدافی از این عملیات روانی دارند که عمده این اهداف عبارت است از:

1)  قداست زدایی از ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی.

2)  تصاحب قدرت سیاسی اجتماعی به هر قیمتی.

3)  انحراف و اغوای افکار عمومی با هدف افزایش پایگاه اجتماعی.

4)  ایجاد اختلاف و چنددستگی در جامعه.

5)  تحریک احساسات نیروهای انقلابی و بهره برداری از آن.

6)  تنزیل جایگاه و موقعیت رهبری.

7)  ارسال سیگنال به غرب و جلب حمایت آنان.

8)  پوشاندن ضعف‌های مدیریتی و مشکلات اقتصادی با انحراف افکار عمومی از مشکلات اصلی مانند بیکاری، رکود، تورم، گرانی، بی‌انضباطی بازار و... .

9)  هدر دادن ظرفیت‌های نیروهای انقلاب به جای خدمت به مردم.

10) غفلت از دشمن اصلی و سرگرم شدن به حاشیه‌ها.

11) ...

 

پیامدها و تبعات دوقطبیسازی غیرواقعی

همگان اعتراف دارند که دوقطبی‌های کاذب، مخرب است، چون وحدت و انسجام ملی را نشانه می‌گیرد. در جامعه‌ دوقطبی، گروه‌هایی که با هم مقابله می‌کنند برای رسیدن به مقصود خویش به هر ابزاری دست می‌یازند؛ مثل دروغ، تهمت، انتشار خبر جعلی، توهین و برچسب‌زنی و همه اینها انحطاط اخلاق و سقوط فرهنگ است.

دوقطبی باعث دلزدگی و خستگی مردم و شکننده شدن جامعه می‌شود. اهداف آرمانی گروه‌ها در اثر دو قطبی شدن جامعه به سطح منافع شخصی و نهایتا حزبی افت می‌کند و در نتیجه مسائل فرعی جای مسائل اصلی را می‌گیرد.

دو قطبی‌سازی فرصتی را در اختیار اپوزیسیون داخلی و خارجی قرار می‌دهد که جهت این دوقطبی را عوض کنند یعنی رقابت بین جریان‌ها را به رقابت بین یک جریان و نظام تبدیل کنند. یکی از آن کارها این است که یک جریان را منسوب به نظام و نماینده نظام عنوان نموده و جریان دیگر را مخالف نظام معرفی می‌کنند. در این حالت رقابت به بازی در زمین دشمن تبدیل می‌شود. بدترین نوع دوقطبی‌سازی همین نوع است و منع و نهی‌ای که مقام معظم رهبری برای جلوگیری از دوقطبی‌سازی انجام دادند نیز معطوف به همین نگاه است.

در این حالت دشمنان، پیروزی جریان منسوب به نظام را به فرمایشی بودن انتخابات و یا انتخابات سازمان یافته تفسیر می‌کنند و پیروزی جریان رقیب را به معنی شکست نظام تلقی نموده و به دنبال تعمیق شکاف اجتماعی بین مردم و حاکمیت هستند. بنابراین هم نامزدهای انتخابات و هم طرفداران آنها باید متوجه این خطر باشند و رقابت بین جریانی را به رقابت بین یک جریان و نظام تبدیل نکنند.

ضرر دیگر دوقطبی‌سازی برای جامعه این است که موجب ایجاد خفقان روانی و دیکتاتوری رسانه‌ای در جامعه می‌شود و هرکس می‌خواهد به موضوعی انتقاد کند، می‌ترسد که او را به یک قطب منتسب کنند. همچنانکه دوقطبی‌سازی، شایسته‌سالاری را از بین خواهد برد و هر کسی از قطب‌ها که بالا بیاید، حتّی اگر شایسته هم نباشد، می‌گویند چون مربوط به قطب ماست باید از او دفاع کنیم.

از آفات دیگر دوقطبی‌سازی‌های کاذب، رشد افراط‌گرایی و پرخاشگری (رادیکالیسم) در انتخابات است. افراط‌گرایی برآمده از تعطیلی عقل و غلبه شور، هیجانات، عواطف و احساسات، بر اراده فرد و جامعه است که حاصلی جز برافروخته شدن پرخاشگری و افراط ندارد. دوگانه‌سازی افراطی یکی از عوامل مهم است که امنیت انتخابات را تهدید می‌کند. انتخاباتی که باید در آرامش و امنیت کامل برگزار شود، به واسطه دوگانه‌های دروغین به درگیری و تنش دچار می‌شود. تجربیات تلخ انتخابات ریاست جمهوری دهم به خوبی آثار سوء این دو قطبی‌سازی را آشکار می‌سازد. این مدل وقتی خطرناک می‌شود که انتخابات زمینه مناقشات اجتماعی درگیری و آشوب را فراهم آورد.

دو قطبی‌سازی یکی از شگردهای است که عوام‌فریبان (پوپولیست‌ها) از آن به خوبی استفاده میکنند. در واقع بهترین و مؤثرترین ابزار فریب افکار عمومی برای چنین جریان‌هایی بهره‌گیری از دوگانه‌سازی است؛ چراکه هر جا احساسات و هیجانات بر عقل و منطق غلبه کند، پوپولیسم رشد خواهد کرد.

از مهمترین کارکردهای انتخابات، تقویت انسجام و وحدت ملی است. در انتخابات یک ملت کنار یکدیگر جمع میشوند تا سرنوشت آینده کشور خود را رقم بزند و این حرکت باشکوه، عاملی برای همافزایی یک ملت است. اما دوقطبیسازیها با نفی و تخریب رقیب سیاسی و ایجاد اختلاف و دودستگی و تنش در انتخابات، آن را به عامل ضد وحدت ملی بدل میگردد و زمینه کدورت و واگرایی را در جامعه فراهم میآورند و مانع همگرایی و تقویت فزاینده توان کشور برای کارآمدسازی و تقویت هویت ملی میشود. دوقطبی جامعه را به انشقاقهای عمیق میاندازد و تقابل بین احزاب را تا سرسفره مردم میکشد و نقطه پایانش نیز صندوق رای نخواهد بود. در دوقطبیها هم انتخاب اصلح را می بازیم و هم مشارکت را.

 

دوگانههای واقعی در گفتمان انقلاب اسلامی

یکی از الگوهای مواجهه رهبر معظم انقلاب با پدیده‌های سیاسی اجتماعی، مدل و روش تحلیل مقایسه‌ای است. ایشان این الگو را در دیدار با اعضاء مجلس خبرگان(23/12/1397) با تأکید بر ضرورت ایجاد یک گفتمان و فهم عمیق عمومی درباره نوع مواجهه افراد مؤثر کشور (خواص جامعه) با چالش و حوادث ارائه کردند؛ و در این سبک مقایسه‌ای، به تبیین یازده عدد دوگانه در این زمینه پرداختند.

ایشان در طرح بحث خاطر‌نشان کردند: «هر کشوری، هر جامعه‌ای حوادثی دارد؛ این حوادث بعضاً حوادث خوب است، بعضاً حوادث تلخ است، بعضاً فشار هست -فرض کنید ما دچار تحریمیم، دچار تهاجم فرهنگی هستیم و از این قبیل چیزها، یا بعضی از کشورها دچار تهاجم سخت و تهاجم نظامی هستند؛ حوادثی برای کشورها پیش می‌آید- گاهی هم پیشرفتهایی پیش می‌آید. نوع مواجهه‌ی با این حوادث خیلی مهم است که چه‌ جور با این حوادث مواجه بشویم. چند دوگانه را من عرض می‌کنم در این زمینه؛ یعنی نوع مواجهه به چند صورت می‌تواند تصویر بشود.» ایشان بعد از تبیین دوگانه‌ها فرمودند: «این دوگانه‌ها سؤالات مهم است؛ ما از خودمان باید سؤال کنیم که در این دوگانه‌ها چه جوری باید عمل کنیم؟... به نظر من پاسخ اینها در منابع اسلامی ما روشن است.» و خود معظمٌ‌له به برخی از این دوگانه‌ها پاسخ‌های قرآنی زیبایی می‌دهند که در بخش «روش تعبدی» به آن خواهیم پرداخت.

دوگانههای مواجهه با چالشها و حوادث

نوع دوگانهی مواجهه

توضیح

1

فعال

انفعالی

فعال یعنی اینکه وقتی با یک حادثه‌ای روبه‌رو میشویم، نگاه کنیم ببینیم ما در قبال این حادثه -برای دفع آن، برای رفع آن، برای تضعیف آن، یک جاهایی برای تقویت آن- چه‌ کار باید بکنیم؛ فکر کنیم و فعال وارد میدان بشویم؛ این مواجهه‌ی فعال. مواجهه‌ی انفعالی این است که وقتی یک حادثه‌ی تلخی، سختی، مشکلی پیش می‌آید، بنا کنیم آه و ناله کردن، دائم به زبان آوردن، دائماً گفتن، مدام تکرار کردن؛ بدون اینکه یک تحرکی در مقابل آن داشته باشیم.

2

ابتکاری

عکسالعملی

مواجهه‌ی ابتکاری یا مواجهه‌ی عکس‌العملی. مواجهه‌ی عکس‌العملی این است که فرضاً وقتی در مقابل یک دشمن قرار گرفتیم، و دشمن ما را به یک میدان مواجهه‌ای میکشانَد، ما هم برویم در همان میدان، و طبق برنامه‌ریزی او -که یک حرکتی انجام میدهد- مثل خود او یک حرکتی انجام بدهیم. این مواجهه‌ی عکس‌العملی است؛ یعنی در واقع حرکت ما تابعی از نوع حرکت او است. مواجهه‌ی ابتکاری این است که نه، فرضاً دشمن از یک ناحیه‌ای به ما حمله میکند، ما از ناحیه‌ی دیگری به او حمله کنیم، ما به شکل دیگری ابتکار عمل را به دست بگیریم و نوعی برخورد کنیم که مثلاً ضربه بزنیم.

3

مأیوسانه

امیدوارانه

گاهی انسان با یک حادثه‌ای که مواجه میشود، توجه به توانایی‌های دشمن یا حرکت دشمن موجب میشود که انسان مأیوس بشود؛ حالا ممکن است وارد میدان هم بشود اما مأیوسانه وارد میشود؛ این یک جور مواجهه است. یک جور مواجهه این است که نه، انسان امیدوارانه وارد میدان بشود؛ اینها با هم فرق میکنند. اگر مأیوسانه وارد میدان شدیم، ادامه‌ی کار یک جور خواهد بود، اگر امیدوارانه وارد شدیم، ادامه‌ی کار جور دیگری خواهد بود.

4

ترس

دلیری

یک وقت انسان وارد میدان میشود اما میترسد؛ از دشمن، از حادثه، از ورود در غَمَرات میترسد، با ترس وارد میشود؛ این یک جور عکس‌العمل و واکنش و حضور در مقابل دشمن است، یک وقت با دلیری وارد میشود. در روایات دارد «خُضِ الغَمَراتِ لِلحَقّ»؛(نهجالبلاغه:نامه31)[در هر جا که باشد، برای خدا به هر دشواری تن بده] وارد میدان میشود با دلیری، با شجاعت؛ این هم یک جور دیگر برخورد.

5

با حزم

سهلاندیشی و سهلانگاری

سهل‌اندیشی یعنی انسان پیچیدگی کار را نبیند، آن پیچهای کار و مشکلات کار را انسان توجه نکند؛ این سهل‌اندیشی است. سهل‌انگاری هم این است که انسان نگاه کند، بی‌تفاوت از مقابل خطر عبور کند. هم میتوان این جوری عمل کرد، هم میتوان با تدبیر، با دقت، با ملاحظه‌ی جوانب وارد میدان شد.

6

تهدیدنگر

فرصتنگر

فرض بفرمایید وقتی ما در مقابلِ دشمنی آمریکا قرار میگیریم، دو جور میتوانیم برخورد بکنیم: نگاه کنیم ببینیم فرصتهای ما در مقابل این دشمن علی‌الظاهر مقتدر چه چیزهایی است، تهدیدهایی که در مقابل ما قرار دارد چه چیزهایی است؛ هر دو را ملاحظه کنیم، جمع‌بندی کنیم، آن وقت تصمیم بگیریم؛ یک وقت هست که نه، فقط تهدید را می‌بینیم، فرصتهای خودمان را نمی‌بینیم، یا اینکه نه، یک فرصتهایی داریم که آنها را می‌بینیم و تهدید را توجه نمیکنیم؛ خب این جور نگاهِ یک‌جانبه‌نگر خطا است؛ میتوان نگاه جامع داشت در مقابل یک چنین مسئله‌ای.

7

شناخت واقعیتهای میدان

نشناختن واقعیتهای میدان

یعنی ما بدانیم که الآن در کجا قرار داریم: ما کجا هستیم، دشمن کجا هست، جایگاه ما چیست؟ این از جمله‌ی آن چیزهایی است که دشمن روی آن خیلی تلاش میکند. سعی دشمن و عوامل داخلی‌اش در این چند سال همیشه این بوده که جایگاه خودی را ضعیف نشان میدهند، جایگاه دشمن را قوی نشان میدهند؛ اگر چنانچه ما ندانیم که موقعیت ما در منطقه الآن به نحوی است که دشمن از ما حساب میبرد، یک جور عمل میکنیم، اگر دانستیم که موقعیت ما به نحوی است که دشمن از ما حساب میبرد، جور دیگری عمل میکنیم.

8

کنترل احساسات

عدم کنترل احساسات

در حوادث گوناگون گاهی هست که انسان احساسات را رها میکند -حالا چه احساسات مثبت، مثلاً شادی را که انسان از یک موفقیت خرسند میشود، شاد میشود، احساسات خودش را رها میکند، یا احساس منفی را مثلاً غم را، غصه را، ناراحتی را- این یک جور است؛ یک جور نه، کنترل احساسات، خرج کردن احساسات به قدر لازم. یکی از مواردی که واقعاً ممکن است ما ضربه بخوریم -یک وقتهایی هم یک ضربه‌هایی از آن خورده‌ایم- عدم کنترل احساسات عمومی است.

9

رعایت ضوابط و حدود شرعی

عدم رعایت اینها

گاهی ما در دوره‌ی مبارزات هم، قبل از انقلاب میدیدیم، بعضی‌ها که در کار مبارزه خیلی فعال بودند، خیلی از مسائل شرعی و مانند اینها را اهمیت نمیدادند. میگفتند آقا داریم کار میکنیم برای مبارزه، برای هدف؛ حالا مثلاً فرض کنید نماز اول وقت هم نشد، نشد؛ یا فلان مسئله هم نشد؛ تهمت و غیبت و از این چیزها هم اگر چنانچه پیش می‌آمد، برایشان خیلی اهمیت نداشت. خب، این یک جور برخورد است، یک جور برخورد هم این است که انسان تقوا را ملاحظه کند.

10

بهرهگیری از تجربهها

دو بار از یک سوراخ گزیده شدن

در همین مسائل مواجهه‌ی ما با دشمنان خارجی -مثلاً با غرب، با آمریکا، با اروپا- خب یک قضایایی داریم دیگر؛ قضایای گذشته را داریم، از اول انقلاب هم قضایایی داریم، اما این اواخر هم قضیه‌ی برجام را داشتیم. باید نوع برخوردمان با این جبهه، با استفاده‌ی از این تجربه باشد و بدانیم که با اینها چگونه باید برخورد کنیم.

11

شناخت دشمن واقعی

متهم کردن نیروهای خودی

یک دوگانه‌ی دیگر این است که ما در مواجهه‌ی با حوادث دائم همدیگر را متهم میکنیم، یا اینکه نه، به جای اینکه سر همدیگر داد بکشیم، به تعبیر امام «هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید». ببینیم واقعاً با چه کسی باید دعوا کرد، با چه کسی باید طرف شد؛ این جوری عمل بکنیم.

 

 

پاسخ دوگانهها

ایشان درباره این دوگانه‌ها یادآور شدند: «این دوگانه‌ها سؤالات مهم است؛ ما از خودمان باید سؤال کنیم که در این دوگانه‌ها چه جوری باید عمل کنیم؟... به نظر من پاسخ اینها در منابع اسلامی ما روشن است.» و خود معظمٌ‌له به برخی از این دوگانه‌ها پاسخ‌های قرآنی زیبایی می‌دهند که در این بخش به آن می‌پردازیم.

 

پاسخ دوگانههای مواجهه با چالشها و حوادث از منابع اسلامی

 

نوع دوگانهی مواجهه

پاسخ

1

فعال

انفعالی

در مواجهه با حوادث سخت مثل همین تحریم که یک حادثه‌ی سخت است، یا فرض بفرمایید مثل حمله‌ی نظامی، حرکت نظامی -اینها حوادث سختی است که از طرف دشمن ممکن است تحمیل بشود- اینجا هم خدای متعال دستور خودش را و روش درست را به ما یاد داده: «وَ لَما رَءَا المُؤمِنونَ الاَحزابَ قالوا هذا ما وَعَدَنَا اللهُ وَ رَسولُه وَ صَدَقَ اللهُ وَ رَسولُه وَ ما زادَهُم اِلا ایمانًا وَ تَسلیمًا»(احزاب: 22) ما توقع نداشتیم که حکومت اسلامی در دوران سیطره‌ی مادیت و حکومتهای مادی در دنیا به وجود بیاید و مادیون دنیا که همه‌ی قدرتهای مادی را هم دارند، ساکت بنشینند تماشا کنند؛ معلوم بود که معارضه میکنند، معلوم است که اگر بتوانند تحریم میکنند، معلوم است که اگر بتوانند جنگ نظامی میکنند؛ ما باید کاری بکنیم که به فکر نیفتند این کارها را بکنند و اگر به فکر افتادند و اقدام کردند، سرکوب بشوند؛ وَالا توقعِ اینکه دشمن به ما حمله نکند، توقعِ درستی نیست. بنابراین، این هم دستور الهی است.

2

مأیوسانه

امیدوارانه

در دوگانه‌ی امیدواری و نومیدی، دچار نومیدی هم نباید بشویم: «لا تَایئَسوا مِن رَوحِ اللهِ اِنه لا یایئَسُ مِن رَوحِ اللهِ اِلا القَومُ الکافِرون»(یوسف: 87)... چرا انسان مأیوس باشد؟ نخیر، ما امیدواریم که بتوانیم بینی این قدرتهای مستکبر را به خاک بمالیم؛ میتوانیم این کار را بکنیم، امیدواریم؛ اگر تلاش کنیم، همت کنیم، بخواهیم، به خدا توکل کنیم، از خدا بخواهیم، میشود.

3

ترس

دلیری

در مواجهه‌ی با حوادث نباید دچار ترس و دلهره شد. «اَلا اِن اَولِیاءَ اللهِ لا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یحزَنون»(یونس: 62) این به خاطر ایمان است، به خاطر ارتباط با خدا است، به خاطر قبول ولایت الهی است؛ خوف و مانند آن نباید باشد.

4

کنترل احساسات

عدم کنترل احساسات

در مواجهه‌ی با پیروزی‌ها قرآن به ما درس میدهد: «اِذا جاءَ نَصرُ اللهِ وَ الفَتحُ، وَ رَاَیتَ الناسَ یدخُلونَ فی دینِ اللهِ اَفواجًا، فَسَبح بِحَمدِ رَبکَ وَ استَغفِرهُ اِنه کانَ تَوابًا»؛ نمیگوید خوشحالی کن، مثلاً برو وسط میدان شعار بده؛ فَسَبح بِحَمدِ رَبک؛ میگوید برو تسبیح کن؛ این مربوط به تو نیست، مربوط به خدا است؛ استغفار کن. در خلال این حرکت ممکن است یک غفلتی از تو سر زده باشد، از خدای متعال طلب مغفرت کن؛ در برخورد با حوادث مثبت این جوری باید برخورد کرد: دچار غرور نشدن، و از خدا دانستن که «وَ ما رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ وَلکِن اللهَ رَمى». این اغترار به نفْس و اغترار به خدا که انسان غره بشود، درست نیست؛ «فَحَق لَکَ اَن لا یغتَر بِکَ الصدیقون» در دعای صحیفه‌ی سجادیه آمده که صدیقون هم نبایستی اغترار پیدا کنند به تو که بگویند «ما که دیگر با خدا وضعمان روشن است و ...»؛ نخیر، خدای متعال با صدیقون هم رودربایستی ندارد؛ اگر یک وقت خطائی بکنند، ضربه را خواهند خورد. کاری که انجام میگیرد، کار خوبی را که انجام گرفته، از خودمان ندانیم، از خدا بدانیم. واقع قضیه هم همین است.

 

 

دوگانهی سازش و مقاومت

از مهم‌ترین دوراهى‌هایى که آیت‌الله خامنه‌اى(دام‌ظله) بر آن تحلیل قویم و استوار دارند، دوگانه سازش و مقاومت است. ایشان با توجه به شناختى که از نظام سلطه و هم‌چنین هویت اسلامى - ایرانى دارند، بر این باورند که انتخاب هر دو گزینه سازش و مقاومت، هزینه‌دارد. برخى معتقدند راه سومى را باید انتخاب کرد، اما واقعیت این است که راه سوم براى حفظ هویت و استقلال وجود ندارد و سرپیچى از استانداردهاى حیات سیاسى اجتماعى غرب، واجد برخورد و عقوبت است. یا باید با سیاست‌هاى غرب همراه شد یا باید هزینه استقلال و دست رد به دخالت در همه شئون کشور را داد. تجربه ایران از پایان جنگ‌هاى ایران و روس تا انقلاب اسلامى، به‌وضوح عواقب وابستگى سیاسى اقتصادى را نشان مى‌دهد و ثابت مى‌کند که دور کردن بیگانگان از منابع و منافع کشور، فقط با مقاومت ممکن است. آیت‌الله خامنه‌اى(دام‌ظله) کوشیده‌اند پشتوانه‌هاى عینى و غیر انتزاعى این مقاومت همچون قدرت منطقه‌اى، رشد تکنولوژى نظامى و سلاح‌هاى راهبردى، اقتصاد مقاومتى و توجه به مردم‌سالاری را به‌عنوان پایه‌هاى این مقاومت، ایجاد کنند و گسترش و استمرار بخشند.

«افرادى که تفکرشان برآمده از آموزههاى اسلامى نیست، از هزینههاى چالش با مستکبرین صحبت مىکنند و عقلانیت را در این مىدانند و مىگویند که چالش با قدرتها هزینه دارد(14/03/1396) و نسخه تسلیم را برای ملت و نظام اسلامى تجویز مىکنند. آنها معتقدند: «تسلیم شویم تا دشمن علیه ما موذى گرى نکند(09/04/1397) اما «نمیدانند که هزینه تسلیم شدن، بهمراتب بیشتر از مقاومت کردن و ایستادگى کردن است. بله، ایستادگى کردن ممکن است هزینهاى داشته باشد؛ اما دستاوردهاى بسیار بزرگى دارد که صدها برابر آن هزینه براى ملتها ارزش دارد؛ اما تسلیم شدن در مقابل دشمن عنود و لجوج و خبیث، جز لگدمال شدن، جز ذلیل شدن، جز بیهویت شدن هیچ اثرى ندارد»(همان) و البته، در این زمینه نیز تجربیات روشنى پیش روى ماست. از نمونههایى که امروز ملتها بهوضوح دیدند، ماجراى دوشیدن عربستان توسط آمریکا بود؛ عربستانى که بهترین روابط را با آمریکا بین کشورهاى منطقه دارد و برنامههاى خود را کاملاً بر اساس سیاستهاى ایالات متحده تنظیم مىکند. در این ماجرا، «دولت سعودى براى اینکه با رئیسجمهور جدید آمریکا بتواند سازش بکند، مجبور مىشود بیش از نیمى از ذخایر موجودى مالى خودش را در خدمت هدفها و طبق میل آمریکا هزینه کند. اینها هزینه نیست؟ سازش هم هزینهدارد(14/03/1396) این ماجرا، یکى از مصداقهایى است که بر هزینه داشتن سازش، گواهى مىدهد.

از سوى دیگر، چالش و ایستادگى در برابر قدرت‌ها نیز طبیعتاً داراى هزینه‌هایى است؛ اما براساس تفکر و اعتقاد اسلامى، «چالش اگر عُقلایى باشد، چالش اگر منطبق با منطق باشد، اگر با اعتمادبه‌نفس باشد، هزینه‌اش به‌مراتب کمتر از هزینه سازش است.»(همان)

آیتالله خامنهاى ضمن پذیرش هزینهدار بودن مقاومت، با استناد به تجربه و عزت ملى و اعتماد به وعدههاى الهى، مقاومت را انتخاب میکنند و مىدانند که آنچه در تاریخ آیندگان ثابت خواهد شد، وفور یا کمبود کالا در بازار نیست. آنچه ثبت خواهد شد، این است که حاکمان وقت، چطور توانستهاند با کمترین هزینه، استقلال، هویت و عزت ملت را حفظ کند. اعتماد آیتالله خامنهاى مدظله به همراهى و حمایت مردم، عنصر کلیدى است که به پشتوانه آن، پس از تحلیل اوضاع، عنصر مقاومت را ترجیح مىدهند و مقاومت را واکنش طبیعى هر ملت آزاد و باشرف تحلیل مىکنند و مقاومت مقابل زورگویى را اساس زنده بودن هر ملتى ارزیابى مىنمایند. (نک: 14/03/1398)

ایشان نمونه‌هایى مانند رژیم پهلوى و سعودى را نماد و نمونه سازش مى‌دانند و وضعیت آنان را از حیث اراده مستقل و عزت ملى و جهانى، یادآور مى‌شوند. نکته بسیار مهم در نظریه مقاومت ایشان، این است که مقاومت به‌معناى «نبرد» نیست؛ بلکه هدف، ایستادگى و عقب‌نشینی نکردن از اهداف و جلوگیرى از زیاده‌خواهى و پیشروى دشمن است. محاسبات آیت‌الله خامنه‌اى مدظله و تحلیل و تبیین وضعیت براى ملت، باعث شد آمریکا از راه‌هاى مختلف پیام مذاکره و عدم جنگ بفرستد و روز به روز به عقب‌نشینی وادار شود.

 

دوگانهی اسلام حداقلی و اسلام حداکثری

برخى در کشور، معتقدند که در دوران غیبت معصوم (عجل الله فرجه الشریف) باید به «اسلام حداقلى» بسنده کنیم و حکومت، بر اجراى همه احکام اصرار نورزد. آیت‌الله خامنه‌اى(دام‌ظله) براى تبیین موضوعى، به آیات متعدد قرآن استناد، و اثبات مى‌کنند که براى اجراى قسط باید به‌صورت حداکثرى پیش رفت و امربه‌معروف را باید به بهترین وجه انجام داد و اصولاً معتقدند «اقامه دین»، امرى کامل است. نمى‌توان بخشى از دین را رها، و بخشى را برجسته کرد.

جامعیت که از ویژگى‌هاى دین اسلام است، به ما تجویز مى‌کند که باید همه شئون اسلام را در نظر داشت و نگاه گزینشى به اسلام، ممکن است به اجراى ناقص یا حذف برخى احکام بینجامد: «دین حداقلى و اکتفاى به حداقل‌ها، از نظر اسلام قابل قبول نیست. ما در معارف خودمان، چیزى به‌عنوان دین حداقلى نداریم؛ بلکه در قرآن کریم، در موارد متعددى، اکتفاى به بعضى از تعالیم دین دون بعضى، مذمت شده است. «الَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ»(حجر:91) یا آیه شریفه «وَ یقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ»(نساء:150) که مربوط به منافقین است، اشاره به همین است‌.»(21/12/1393)

 

تبیین قرآنی ادراک دوگانه از قدرت آمریکا

آیت‌الله خامنه‌اى(دام‌ظله) براى تبیین ادراک دوگانه از قدرت آمریکا، با استناد به قرآن، دو نگاهى را که بین مسلمانان در جنگ احزاب بود، تبیین و تحلیل مى‌کنند و با جایگزینى آمریکا به‌جای مشرکین احزاب، تأویل امروزى از آیات قرآن را انجام دهند و دو دسته مرعوبین از قدرت آمریکا و مقاومت‌کنندگان در مقابل آمریکا را بر مى‌شمارند که دسته دوم، ازاین‌رو مى‌ایستند که قدرت خداوند را برتر از قدرت آمریکا مى‌دانند: «ملاحظه کنید؛ دو جور آدم در مقابله با دشمن وجود دارد: «وَ إِذْ یقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا وَ إِذْ قَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ یا أَهْلَ یثْرِبَ لَا مُقَامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا...» (احزاب: 13-12)؛ این یک نگاه است، یک دید است در مقابله با این حوادث. یک دید دیگر، این است که مى‌گوید: «وَ لَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ مَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَانًا وَ تَسْلِیمًا»(احزاب: 22)؛ این هم یک دید است. هر دو مال حادثه احزاب است. یک عده وقتى احزاب را مى‌بینند، مى‌گویند «مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا»؛ عده دیگر وقتى احزاب را مى‌بینند، مى‌گویند: «هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ مَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَانًا وَ تَسْلِیمًا»؛ این مهم است. این دارد وضع فعلى ما را به ما نشان مى‌دهد. ما دو جور انسان داریم: یک عده هستند که وقتى هیمنه آمریکا را مى‌بینند، قدرت نظامى او را مى‌بینند، قدرت دیپلماسى او را مى‌بینند، قدرت تبلیغاتى او را مى‌بینند، پول فراوان او را مى‌بینند، مرعوب مى‌شوند؛ مى‌گویند ما که نمى‌توانیم کارى بکنیم، چرا بی‌خودى نیروهایمان را هدر بدهیم؟ این‌جور افراد، الان هستند، در زمان انقلاب ما هم بودند. ما مواجه بودیم با افرادى از این قبیل که مى‌گفتند: آقا بی‌خود چرا خودتان را زحمت مى‌دهید؛ به یک حداقلى قانع شوید و قضیه را تمام کنید! یک عده این‌جور بودند. یک عده دیگر هستند که نه، قدرت دشمن را با قدرت خداى متعال مقایسه مى‌کنند، عظمت دشمن را در مقابل عظمت پروردگار قرار مى‌دهند؛ آن‌وقت مى‌بینند که این‌ها (دشمن) حقیر محض‌اند، این‌ها چیزى نیستند. وعده الهى را هم راست مى‌شمرند، حُسن ظن به وعده الهى دارند؛ این مهم است. خداى متعال به ما وعده کرده است: «وَ لَینْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِی عَزِیزٌ»(حج: 40). این، وعده قطعى است. وعده مؤکد است. اگر چنان‌چه ما به وعده الهى حُسن ظن داشته باشیم، یک جور عمل مى‌کنیم؛ اگر به وعده الهى سوء ظن داشته باشیم، جور دیگرى عمل مى‌کنیم. خداى متعال افرادى را که سوء ظن دارند، مشخص کرده است: «وَ یعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَ الْمُنَافِقَاتِ وَ الْمُشْرِکِینَ وَ الْمُشْرِکَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ سَاءَتْ مَصِیرًا»(فتح: 12)؛ سوءظن به خدا موجب مى‌شود که انسان بنشیند و از حرکت و از کار و تلاش باز بماند. اگر حُسن ظن به خدا داشته باشیم، آن‌وقت مى‌توانیم پیش برویم.»(01/12/1389)#

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • شنبه, ۲۸ فروردين ۱۴۰۰، ۰۲:۵۴ ب.ظ
  • میز اول